حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٠

موارد مزبور گویای این نکته است که علامه حلی، راویِ بدون تعدیل را نمی‌پذیرد. پس آیا می‌توان به علامه نسبت داد که ملتزم به اصالة العداله است؟ هم‌چنان که بسیاری از راویانی که علامه اظهار می‌کند دربارة این راویان جرح و یا تعدیلِ صریح وجود ندارد و او در روایات ایشان توقف می‌کند؛ مثل: ابوالشداخ،[٣٨٨] جعفر بن‌ عطان طائی،[٣٨٩] حارث الاعور[٣٩٠]، حسن ‌بن ‌سیف ‌بن ‌سلیمان التمار،[٣٩١] حسن ‌بن‌ صدقة المدائنی،[٣٩٢] حسن ‌بن‌ محمد ابوعلی قطان کوفی،[٣٩٣] حکم ‌بن ‌عبدالرحمن‌ بن ابی‌نعیم[٣٩٤]و خیثمة بن ‌عبدالرحمن الجعفی.[٣٩٥]


ب) شرایط اعتماد به راویان بدون جرح و تعدیل

پیش‌تر گفته شد که از جمله نقد‌های وارد‌شده بر علامه، پذیرفتن راویانی است که خود علامه به نبودِ جرح یا تعدیل دربارة آن‌ها اشاره می‌کند؛ برای مثال، راویانی مانند: «ابراهیم ‌بن ‌هاشم» و «احمد ‌بن ‌اسماعیل»، بعد از تصریح به عدم وجود جرح یا تعدیل، پذیرفته شده‌اند. گرچه ظاهر متن علامه در ترجمة این گونه راویان بر اصالة العداله است، ولی دیده می‌شود که علامه برای اعتمادش ادله‌ای را بیان داشته و به حُسن ظاهرِ این راویان اعتماد کرده است:

١. کثرت روایت: علامه در ترجمة «ابراهیم ‌بن ‌هاشم» چنین می‌گوید: «و الروایات عنه کثیره.» این شرطِ علامه بدین معناست که علما روایات «ابراهیم ‌بن ‌هاشم» را قبول کرده، این روایات را در کتب خود نقل کرده‌اند.

شایان ذکر است، ابراهیم ‌بن ‌هاشم در کتب اربعه بیش از هفت هزار روایت دارد.

٢. نداشتن جرح: نداشتن نکتة ذم در کتاب‌های رجالی، از شروط مهم علامه برای این راویان است. در ترجمة «ابراهیم ‌بن ‌هاشم» آمده: «لم‌أقف لأحد من أصحابنا على قول في القدح فيه.» در ترجمة «احمد ‌بن‌ اسماعیل سمکه» نیز همین شرط دیده می‌شود: «و