حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٨

در کنار موارد مزبور، مواردی یافت می‌شود که در اولین نگاه، تقدیم تضعیفات ابن‌غضائری بر توثیق نجاشی قابل مشاهده است، اما با دقت در این موارد می‌توان به این نکته دست یافت که این تقدیم بر اساس دیگر مبانی رجالی علامه بوده، و یا اصل تقدیم مورد تردید است:

يحيى بن عليم: در ترجمة يحيى با این که توثیق محکم نجاشی را نقل می‌کند، ولی به خاطر تضعیف ابن‌غضائری، در راوی توقف کرده و او را نمی‌پذیرد:

قال النجاشي: إنه ثقة عين قال ابن‌الغضائري: هو ضعيف‌ و عندي في قبول روايته توقف.[٤٢٢]‌

گرچه با توجه به این عبارت، تقدیم ابن‌غضائری بر نجاشی به‌دست می‌آید، اما ذکر جملة نهایی، عبارت را در ابهام فرو می‌برد: «و عندي في قبول روايته توقف و إن كان الأرجح القبول.» آنچه نزدیکتر به واقع می‌نماید این است که علامه، جانب توثیق را مقدم داشته است. بر این مدعا، دلایلی را می‌توان برشمرد:

١. با توجه به این‌که آخرین مطلب علامه دربارة رجحان قول نجاشی است (والارجح قبول قوله) می‌توان گفت، علامه توثیق را مقدم داشته است.

٢. علامه، راوی را در بخش اول کتاب خود، یعنی معتمدان ذکر کرده که این نیز قرینه بر قبول توثیق نجاشی است.

عبدالكريم ‌بن ‌عمرو ‌بن‌ صالح الخثعمي: در ترجمة این راوی با وجود توثیقات بسیار مؤکدی که از نجاشی در دست داشته است، ظاهراً به تضعیف ابن‌غضائری عمل کرده و در راوی توقف می‌نماید:

النجاشي إنه كان ثقة ثقة عيناً و كان واقفيا قال ابن‌الغضائري إن الواقفة تدعيه و الغلاة تروي عنه كثيرا و الذي أراه التوقف عما يرويه.[٤٢٣]

در این‌جا هم مانند مورد پیشین، ترجیح تضعیف ابن‌غضائری قطعی نیست، چون راوی واقفی است و مبنای علامه دربارة راویانی که در آن‌ها فساد مذهب وجود دارد، عدم اطمینان است. این فساد مذهب را هم نجاشی و هم ابن‌غضائری نقل کرده‌اند.