حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٤

نظریات ایشان قلمداد کرد:

ساختار جدید

هنگام جست‌و‌جو در سبک کتب رجالیِ اولیه این نکته، هویداست که بنای علمای رجال پیشین بر «توثیق» و «تضعیف» بوده است؛ یعنی در کتاب‌های رجالیِ خود سعی داشته‌اند به نوعی جرح یا تعدیل دست یابند. البته مشی علمای متقدم در صورت ضعف راوی، ضعیف شمردن روایات راوی نیست و گاه روایات راویِ ضعیف را نیز می‌پذیرفتند، و یا به روایت راویِ موثق عمل نمی‌کردند. آن‌ها این توثیقات و تضعیفات را در کشف اطمینان به راوی مؤثر و مفید می‌دانستند. اما علامه حلی در این کتاب، سبکی نو را بنیان نهاد. او مبنای خود را از شیوة قدیمی تغییر داد و مستقیم به دنبال راه اعتماد به راوی بود. علامه به نوعی به مراجعان اطمینان می‌دهد که این راوی و روایاتش قابل اطمینان هست یا نه. بنا بر این سبک نوست که خلاصة‌الاقوال را به دو بخش «معتمدان» و «غیر معتمدان» تقسیم کرده است. او با استفاده از این سبک به دنبال اهداف ذیل بوده است:

١.   جمع‌آوری اقوال علمای گذشتة رجال، به منظور دست‌یابی به نتیجة واقعی و آشکار شدن اختلافات؛

٢.   چینش نهاییِ راویان در هر یک از این دو بخش، به خصوص راویان دارای تعارضات رجالی؛

٣.   عدول از شیوة توثیق و تضعیف، به اعتماد و عدم اعتماد. [٣٥٦]

فساد مذهب، از علل مُخل به اطمینان

علامه در ترجمة تعدادی از راویان، با وجود توثیقات مکرر این راویان از جانب رجالیون متقدم، در آن راوی توقف نموده و گاه او را به بخش دوم کتاب خود منتقل کرده است. با مراجعه به ترجمة این راویان، می‌توان دریافت که نقطة مشترکِ این راویان «فساد مذهبِ» آن‌هاست و این تنها دلیلی است که می‌توان به عنوان مستند علامه در عدم اعتماد او به راوی، ارائه داد. علامه در مواردی به صراحت اشاره دارد که علت