حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٧
از این کلام برمیآید که «استمرار در روایت از راویان ضعیف (مفاد فعل مضارع یروی)» از دید علامه، دلیلی است بر عدم اعتماد بر راوی، و این، از عبارت علامه و تصریح بر استقرار تعارض دربارة این راوی قابل برداشت است. پس از قبول استقرار تعارض بین اعتماد بر راوی (به دلیل توثیق نجاشی) و عدم اعتماد بر راوی (به دلیل عبارت ابنغضائری) از دید علامه، ایشان قول نجاشی را بر دیدگاه ابنغضائری ترجیح میدهد.
محمد بن إسماعيل بن أحمد بن بشير البرمكي: در این راوی نیز علامه قول نجاشی را میپذیرد:
فقال النجاشي: إنه ثقة مستقيم. و قال ابنالغضائري: إنه ضعيف. و قول النجاشي عندي أرجح.[٤١٩]
يعقوب بن السراج: با این که ابنغضائری تضعیفی را بر او وارد کرده، اما علامه روایاتش را میپذیرد:
كوفي ثقة قاله النجاشي. و قال ابنالغضائري: إنه كوفي ضعيف. و الأقرب عندي قبول روايته.[٤٢٠]
ابراهيم بن سليمان بن عبدالله: توثیق نجاشی و شیخ طوسی را بر تضعیف ابنغضائری مقدم میکند:
ضعفه ابنالغضائري قال: إنه يروي عن الضعفاء و في مذهبه ضعف و النجاشي وثقه أيضا كالشيخ فحينئذ يقوى عندي العمل بما يرويه.[٤٢١]
دربارة این راوی آنچه مهم مینماید، استقرار تعارض بین کلام ابنغضائری و شیخ طوسی و نجاشی است که شبیه به آن در «ادریس بن زیاد کفرثوثانی» گذشت. علاوه بر آن، علامه دربارة فساد مذهب، قائل به عدم اعتماد بود. این فساد مذهبِ نقلشده از ابنغضائری با توثیقی که نجاشی ذکر کرده است، دچار تعارض میشود. و در نهایت، علامه توثیق نجاشی و شیخ را بر تضعیف ابنغضائری ترجیح میدهد.