حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٢ - پندارة نحوست ماه صفر

مقصود جلال‌الدين مولوی از استشهاد به روايت فوق اين است كه می‌خواهد استقبال پيامبر اكرمn را از مرگ، كه پلى به سوى لقاءالله است، متذكر شود، و اين مطلب صحيح است كه پيامبر اكرمn اشتياق زياد به لقاء‌الله داشته است و مطابق بعضى از آيات شريفه، مانند: )قُلْ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ اَلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِين(؛[٢٤] بگو اى قوم يهود! اگر گمان می‌کنيد كه شما اولياءالله هستيد، نه ساير مردم، اگر راست می‌گوييد، مرگ را آرزو كنيد. اشتياق به مرگ از صفات اولياءالله است، ولى با اين كه گروه زيادى از علماى اسلامى معتقدند كه وفات پيغمبر اكرمn در صفر اتفاق افتاده است و هم‌چنين با نظر به اين كه بشارت به پايان يافتن يك ماه، مانند پايان يافتن روز براى همه معلوم مى‌شود، پاداش بشارتِ پايان يافتن يك ماه را بهشت قرار دادن، فوق‌العاده بعيد به نظر می‌رسد. هم‌چنين اگر مقصود از پايان يافتن صفر براى نجات پيدا كردن از مرگ بوده باشد كه نظرية دوم مى‌گويد.

دلیل سوم: رخدادهای شوم صفر

شاید چنین استدلال شود که نحوست و میمنت ایام، به دلیل رخدادهای بد و خوبِ واقع‌شده در آن است و چون ماه صفر وفات سه معصوم بزرگ را در بر دارد، پس ماهی شوم و ناخجسته است.

نقد دلیل:

این مبنا که نحوست ایام می‌تواند به دلیل وقایع اتفاق‌افتاده در آن روز باشد، شاید به صورت کلی درست باشد، اما سرایت دادن حکم دو روز شوم از یک ماه به همة روزهای آن، نیازمند دلیل محکم‌تری است. چه، در این صورت، باید ماه محرم یا دست‌کم دهة نخست یا میانی آن، که شاهد بیشترین حجم مصیبت است، شوم شمرده شود و روزهایی مانند بیست و یکم رمضان و دیگر روزهای وفات و شهادت ائمه: افزون بر این که خود شوم و نحس خوانده شوند، موجب نحوست روزهای مجاور خود نیز باشند.

به سخن دیگر، اگر چنین مبنایی را بپذیریم، تفاوتی میان ماه صفر و برخی ماه‌های دیگر نخواهد بود و به جز ماه شعبان که عید ماه‌ها و ماه عیدها و خالی از وفات