حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٢
میکند: «اما لضعفه او اختلاف الجماعة فی توثیقه و ضعفه او لکونه مجهولا عندی.»[٣٩٦] بنا بر این سخن، اگر راوی برای علامه مجهول باشد، علامه در او توقف میکند. البته همانگونه که پیشترگذشت، معنای «جهل» و «مهمل» در نگاه قدما و متأخران، متفاوت است.[٣٩٧]
عباراتی از علامه همچون: «اتوقف... لکونه مجهولا عندی»، بر عدم اعتقاد علامه به «اصالة العداله» دلالت دارد. کسی که قائل به اصالة العداله است، به جهت عدم وجود جرح یا تعدیل، در راوی توقف نمیکند و یا برای راویِ مهمل، شرایطی را در نظر نمیگیرد.[٣٩٨]
علامه دربارة بعضی راویان، عبارت: «و هذه الرواية لا تقتضي عندي التعديل لكنها من المرجحات» و عبارات مشابه آن را در موارد قابل توجهی به کار برده است. این عبارات، دلیلی دیگر بر آن است که علامه همواره دنبال راهی بوده که بتواند عدالت راوی را اثبات کند.[٣٩٩]
اعتماد به وکلا
یکی از مبانی علامه، اطمینان به وکیلهای ائمه: است. به عبارت دیگر، یعنی وکیلهایی که از سویی امام٧ برای کارهای خاصی همچون: امور مالی (مثل جمعآوری زکات) و یا قضاوت یا ناظر وقف و... معرفی شدند، دارای وثاقت هستند، چرا که وکالت، متضمن وثاقت و وثاقت نیز دلیل بر اعتماد است. البته علما دربارة موضوع «وکالت» به سه دسته تقسیم شدهاند:
١. گروهی آن را به عنوان توثیق عام پذیرفتهاند. علامه نیز به طور مطلق، وکالت را