حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٥
توقف، چیزی جز فساد مذهب راوی نیست. در ادامه، به بعضی از این موارد اشاره میشود.
او در ترجمه «عامر بن کثیر»، زیدی بودن وی را علت توقف در روایات وی میداند:
عامر بن کثیر... كان من دعاة الحسين٧: قاله الشيخ الطوسي(ره) و البرقي أيضا و قال النجاشي إنه زيدي كوفي ثقة و أنا أتوقف في روايته لقول النجاشي فيه.[٣٥٧]
آنچه نجاشی دربارة عامر گفته، بیش از سه نکته نیست: ١. زیدی بودن، ٢. کوفی بودن، ٣. ثقه بودن. پر واضح است که کوفی بودن و یا ثقه بودن نمیتواند علت توقف علامه باشد. پس آنچه مورد توقف علامه است، زیدی بودنِ اوست.
با نگاهی به ترجمة «حسین بن مختار»، میتوان واقفی بودن را علت توقف علامه پنداشت:
الحسين بن مختار القلانسي واقفي. و قال ابنعقدة: أنه كوفي ثقة و الاعتماد عندي على الأول[٣٥٨].
کاملاً مشهود است که به علت وقف حسین بن مختار، توثیق ابنعقده پذیرفته نشده و فساد مذهب در مقابل وثاقت آورده شده است. همچنین علامه در ترجمة «كليب بن معاوية صيداوي» روایتی را از کشی(ره) ذکر میکند که راویِ دوم آن حسین بن مختار است. از جمله اشکالاتی که علامه بر این روایت وارد میکند، قرار گرفتن حسین بن مختار در سلسلة سند است:
و في الأول حسين بن المختار واقفي و الثاني شهادة لنفسه فنحن في تعديله من المتوقفين[٣٥٩].
در موارد دیگری نیز که تصریحی به علت توقف در راوی نشده، و با وجود توثیقات مکرر، راوی را نمیپذیرد فساد مذهب دیده میشود؛ راویانی که با وجود توثیق علمای رجال، علامه به جهت فساد مذهب در آنها توقف میکند، در ذیل معرفی میشوند.
إسحاق بن عمار بن حيان مولى بنيتغلب أبويعقوب الصيرفي... كان شيخا من