حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٣
عامل اطمینانبخشی برای اعتماد به راوی میداند.
٢. گروهی نیز مانند آیةالله خویی، وثاقت وکلا را نپذیرفتهاند.[٤٠٠]. شیخ جواد قیومی در مقدمة خود بر کتاب خلاصةالاقوال، عباراتی از معجمرجال الحدیث در ردّ این مبنای علامه آورده است:
وکالة الامام٧ و یستدل علیه بانهم لا یوکلون الفساق و علیه انها ملازمة للعدالة التی هو فوق الوثاقه. الوکالة لا تستلزم العدالة و یجوز توکیل الفاسق اجماعاً و بلا اشکال. غاية الأمر أن العقلاء لا يوكلون في الأمور المالية خارجاً من لايوثق بأمانته، و أين هذا من اعتبار العدالة في الوكيل؟ و أما النهي عن الركون إلى الظالم فهو أجنبي عن التوكيل فيما يرجع إلى أمور الموكل نفسه.
٣. گروهی نیز بین مراتب وکالت قائل به تفصیل هستند؛ برای مثال، وکیلِ در قضاوت را ثقه میدانند، ولی وکیلِ در امور مالی را ثقه نمیدانند.
علامه در خلاصةالاقوال اشارهای به این مبنا و تصریحی بر اعتمادش بر آن ندارد. در ذیل، نام عدهای از راویان ذکر شده که تنها دلیل علامه بر اعتمادش بر ایشان، وکالت ایشان است. از بسیاریِ این افراد میتوان به این نتیجه دست یافت که علامه، وکالت و نمایندگیِ از معصوم را دلیلی بر اعتماد به راوی میداند:
الحسن بن محمد بن هارون بن عمران همدانی، وکیل. [٤٠١]
عزیز بن زهیر، وکیل.[٤٠٢]
حفص بن عمرو، وكيل أبيمحمد العسكری٧.[٤٠٣]
علی بن محمد بن ابراهیمالهمدانی، وكيل الناحية.[٤٠٤]
محمد بن علی بن ابراهیم الهمذانی، كان محمد وكيل الناحية.[٤٠٥]
فضل بن سنان نیسابوری، وكيل.[٤٠٦]
القاسم بن محمد بن علی بن ابراهیم بن محمد همدانی، وكيل الناحية. [٤٠٧]