حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢١
لمينص علماؤنا عليه بتعديل و لميرو فيه جرح».
٣. ممدوح بودن: اگرچه ابراهیم بن هاشم و احمد بن اسماعیل صراحتاً توثیق نشدهاند، اما عبارات مدحآوری که رجالیانِ اولیه دربارة این راویان آوردهاند، از جمله عوامل اعتماد علامه به این راویان است. عبارات مدحی که کشی و شیخ طوسی دربارة «ابراهیم بن هاشم» آوردهاند بدین قرار است: ابراهیم بن هاشم... القمي أصله من الكوفة و انتقل إلى قم و أصحابنا يقولون: إنه أول من نشر حديث الكوفيين بقم و ذكروا أنه لقي الرضا٧ و هو تلميذ يونس بن عبدالرحمن من أصحاب الرضا٧.
علامه دربارة «احمد بن اسماعیل سمکه» نیز عبارات مدح شیخ طوسی را ذکر کرده است:
«احمد بن اسماعیلسمکه... من أهل قم كان من أهل الفضل و الأدب و العلم... و له كتب عدة لم يصنف مثلها... فمن كتبه كتاب العباسي و هو كتاب عظيم نحو عشرة آلاف ورقة... مستوفى لميصنف مثله».
بدون شک، هر یک از این عبارات مدح در اعتماد علامه به اینگونه راویان، نقش بسزایی دارد.
٤. فقدان معارض: یکی دیگر از شروط علامه برای قبول راویان بدون جرح و تعدیل، نداشتن معارض برای روایات این راویان است. روایات معارض از جمله مواردی است که میتواند نقش بسیار مهمی در عدم اعتماد به راوی ایفا کند. علامه این شرط را در ترجمة «احمد بن اسماعیل» بیان میکند: «فالأقوى قبول روايته مع سلامتها من المعارض».
بنابراین، که صرف نبود تضعیف برای راوی، دلیل اعتماد علامه به آن راوی نیست. دلایل مزبور نیز حُسن ظاهر راویان بدون تعدیل را رسانده و در جایگاه قرینه، نقش بسزایی در اطمینان علامه به راوی دارد.
ج) اظهارات خود علامه
علامه حلی(ره) خود در مقدمة کتاب، به عدم اعتقاد بر «اصالة العداله» اشاره کرده است. او بعد از ذکر هدفش از تألیف این کتاب شریف، بیان میکند که این کتاب در دو بخش تقسیم شده است؛ بخشی مخصوص کسانی که به روایاتشان اعتماد شده و بخش دیگر کسانی هستند که در نقل آنها توقف میگردد. سپس جهت توقف را ذکر