حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٩ - پندارة نحوست ماه صفر
تقویمها، همزمانیِ هر یک از روزها و ماههای سال قمری را با روز و برج خورشیدی آن نشان میدهند. بر پایة این تقویمها، در هیچ یک از یازده سالِ حضور پیامبر در مدینه، ماه صفر با ماه اسفند و فروردین و در نتیجه، با ماه آذار تقارن نداشته است[٢٠] و میدانیم که این مجلس در مسجد قبا در مدینه و نه در مکه بوده است.
افزون بر این، با توجه به وقوع واقعة غدیر در نوروز[٢١] میتوان به سادگی نتیجه گرفت که ماه صفر در طول مدت اقامت پیامبرn در مدینه، هیچ گاه با نوروز، یعنی فروردین و ماه آذار مقارن نبوده است. این از آن روست که هر گاه هجدهم ماه ذیحجة سال دهم هجری، یعنی روز واقعة غدیر، مصادف با نوروز باشد، آنگاه نوروز سال بعد با ٢٨ ذیحجه مقارن است و سالهای پیش از آن، یعنی سال نهم تا سال اول نیز مقارن با ماههای ذیحجه، ذیقعده و شوال خواهد بود و چون نوروز تقریباً در نیمة ماه آذار قرار دارد، پس هیچ روزی از آذار در دورة ده سالة اقامت پیامبر در مدینه، با صفر مقارن نبوده است.
واژهشناسی «بشَّرنی»
واژة «بشارت» در زبان فارسی، کاربرد انحصاری در خبر خوب دارد و کسی جز به تمسخر و استهزا، آن را برای خبر بد و ناگوار به کار نمیبرد. برخی حدیثپژوهانِ فارسیزبان بر این تصورند که کاربرد این ماده در زبان عربی نیز همین گونه است و به اقوال برخی لغتدانان، مانند جوهری و ابنفارس نیز استناد جستهاند. این در حالی است که لغتدانان دیگری که برخی قدمت یا اعتبار بیشتری دارند، کاربرد این واژه را اعم از خبر دادن به خیر و شر دانسته و انحصار آن را در خبر خوب نپذیرفتهاند؛ هرچند برخی کاربرد آن را در خبر خوب بیشتر از خبر ناگوار دانسته و یا مانند «ابنسیده» میان باب «افعال» و «تفعیل» آن تفاوت نهادهاند. ما در اینجا، عبارت لغتدانان موافق با