حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٢
پیشین متمایز کرد، ساختار آن است.
توضیح اینکه، رجال ابنداود و علامه، هر دو از حلة تأثیر پذیرفتهاند. به نظر میرسد فضای علمی آن دوران که بعد از شیخ طوسی(ره) دچار رکود شده بود، نیازمند پایهریزی سبکی نو در رجال نبود. علامه بعد از جمعآوری اقوال مربوط به راوی، علاوه بر دو بخش کردن کتاب، به «من اعتمد علیه» و «من لا اعتمد علیه» هر کدام از راویان را در یکی از این دو بخش جای داد. او در ترجمة راویانی که علمای رجالیِ پیشین در آنها اختلاف نظر داشتهاند، نظر قطعی خود را ارائه داده است. بنا بر این هدف، گاه راوی را در قسمت «معتمدان» کتاب خود و گاه در قسمت «غیرمعتمدان» کتاب خود ذکر میکند. این امر از ویژگیهای کتاب شمرده میشود، چون چنین کاری در کتابهای رجالیِ پیش از آن سابقه نداشت. تا صدها سال بعد نیز علما دست به چنین کار و سبکی نزدند. این کار علامه بعداً در تدوین جوامع رجالی، تأثیر بسزایی داشت.
علامه در ترجمة هر راوی، دیدگاه علمای رجالیِ گذشته را، بدون اینکه به قائل آن اشاره کند، تکرار میکند. در این میان، با توجه به اعتماد بیشتر علامه به نظریات نجاشی، ابتدا نظر نجاشی ذکر میشود. و جز در موارد خاص- مثل اختلاف بین رجالیان دربارة یک راوی، یا هنگام نقل نظر از کتابهای رجالیای که فقط دست علامه بوده و بهدست ما نرسیده است- منبع را ذکر نمیکند. این امر، بر اعتماد بیشتر علامه به قول نجاشی دلالت دارد، و به همین جهت اصل متن خود را کتاب نجاشی قرار داده است. در خلاصةالاقوال از بیشتر منابع رجالیِ متقدم استفاده شد، ولی مهم این است که علامه بعضی از مطالب خود را از کتابهایی آورده که فقط خودش آنها را نقل کرده است؛ مثل رجال عقیقی یا رجال ابنعقده یا رجال ابنشاذان و... و این کتابها از راه دیگری به دست ما نرسیده است.
از مهمترین شاخصههای این کتاب، نظریات علامه دربارة راویان است. این نظریات، حاکی از مبانی رجالیِ علامه است؛ نظریاتی که از دیرباز مد نظر بزرگان این دانش بوده است؛ حال برخی آن را رد کرده، بیثمر خوانده و بر آن اشکال گرفتهاند و حتی گاه به علامه مبانیای نسبت دادهاند که علامه به آن مبانی ملتزم نبوده است، و برخی به بزرگداشت آنها همت ورزیده و مطالبی را از آن استخراج کردهاند. یافتن هر یک از مبانیِ علامه با توجه به این که او عالمی بسیار بزرگ و مسلط به رجال بوده و