حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٨
برمیآید، نفی اطمینان به مطلقِ فساد مذهب در راوی است[٣٨٢].
قبول حُسن ظاهر
از جمله نقدهایی که برخی رجالپژوهان بر اعتبار اقوال رجالیِ علمای متأخر، از جمله علامه حلی وارد کردند، التزام ایشان به استفاده از «اصالة العداله» در توثیق راویان بوده است؛ بدین معنا که اگر پس از بررسی احوالِ راوی، به توثیق و یا تضعیف وی دست یافته نشد[٣٨٣]، اصل را بر عدالت وی بنا نهاده و وی را موثق و مورد اعتماد اعلام میکنند. البته این نقد، بیشتر دربارة راویانی است که علامه بدون دلیل، آنها را پذیرفته است؛ برای مثال، علامه در ترجمة «ابراهیم بن هاشم» بعد از ذکر اقوال مینویسد:
لمأقف لأحد من أصحابنا على قول في القدح فيه و لا على تعديله بالتنصيص و الروايات عنه كثيرة و الأرجح قبول قوله.
شیخجواد قیومیاصفهانی نیز در مقدمة خلاصةالاقوال اعتقاد به اصالة العدالة مسلمان را به علامه نسبت داده است:
اعتمد المؤلف فی توثیق الرواة و تضعیفهم علی... اصالة العدالة. [و بعد اشکال گرفته