حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٣ - بررسی شخصیت و احوال عبدالله بن جعفر حميری

که از طریق حميری به ابوغالب رسيده است.[١٠٤] کتاب حنان بن سدير را او به خط خودش نسخه‌برداری کرده و می‌نويسد:

کتاب حنان بن سدير نسخة اخری حدثنی به ابوالعباس الحميری عن محمد بن عبدالحميد و عبدالصمد بن محمد القميين، عن حنان، هو بخطی.[١٠٥]

جزء دوم کتاب جعفر بن بشير، کتاب النوادر ابن‌ابی‌عمير، کتاب عبدالله بن محمد الاسدی الحجال، کتاب الدلائل و کتاب الغيبة و مجموعه رواياتی از خود حميری، از جمله تراث ديگری است که حميری به ابوغالب منتقل کرده است.

کتاب عيص بن القاسم بن ثابت بن عبيد‌الله بن مهران البجلي و کتاب مسعدة بن زياد (فی الحلال و الحرام) نيز از جمله منابعی است که طبق نقل نجاشی، از طریق حميری به ابوغالب منتقل شده است.[١٠٦]

اگرچه غلبه در اين مجموعه با کتاب‌های فقهی است، اما مجموعه‌های عقايدی همچون کتاب الغيبة، کتاب التقية و کتاب الدلائل نيز ديده می‌شود. شایسته گفتن است حميری دو کتاب مهم عقيدتی خود، يعنی کتاب الدلائل و کتاب الغيبة را منتقل کرده است، نه کتب فقهی‌اش را، که نشان از انتقال اين بخش با نگاه و چينش و پالايش قمی دارد.

تنها سفر علمی گزارش‌شدة حمیری، به عراق است. محمد بن معقل از پدرش نقل می‌کند:

که عبدالله بن جعفر حميری در سال ٢٩٨هجری قمری نزد قبر مطهر سيدالشهدا٧، حديث لوح فاطمه٣ را برای من نقل کرده است.[١٠٧]

ابوغالب زراری نيز ـ همان‌گونه که گذشت ـ دريافت حديث از او را به سال ٢٩٧هجریی قمری می‌نويسد.

دو احتمال در اين‌جا وجود دارد: ١. او دو سفر به عراق داشته است؛ ٢. در تنها سفر او که مدتی نيز به طول انجاميده، هر دو واقعه گزارش شده است. به جهت این‌که