حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٩

است که:] اما هذا المبنی لا‌یتم لانا نحتاج الی التوثیق الی احراز وثاقة الراوی.

بعد از بررسی و تحقیق دربارة این موضوع، این نتیجه به دست می‌آید که علامه نیز به چنین اصالتی برای همة روات قائل نیست.

برای عدم التزام علامه به «اصالة العداله»، این دلایل را می‌توان برشمرد:

الف) توقف به علت عدم وجود جرح و تعدیل

در ترجمة بسیاری از روات، وقتی علامه بعد از ذکر راوی و ذکر مطالب مربوط به او، به هر علتی نتواند به اعتماد یا عدم اعتماد به راوی حکم کند، در آن راوی توقف می‌کند؛ در صورتی که اگر علامه به مبنای اصالة العداله التزام داشت، به صرف عدم اثبات جرح یا تعدیل برای راوی، باید به صحت روایات او حکم می‌کرد. موارد ذیل گویای این مطلب است.

-       اسماعیل ‌بن ‌خطاب: بعد از ذکر روایتی از کشی(ره) آن را نپذیرفته و می‌نویسد:

قال کشی... فقال: رحم الله إسماعيل بن الخطاب و رحم صفوان فإنهما من حزب آبائي‌... لم‌يثبت عندي صحة هذا الخبر و لا بطلانه فالأقوى الوقف في روايته.[٣٨٤]‌

-       ‌اسامة ‌بن ‌زید: بعد از ذکر روایت از کشی می‌گوید در کشی ضعف وجود دارد:

قال الكشي: روي أنه رجع و نهينا أن نقول إلا خيرا في طريق ضعيف ذكرناه في كتابنا الكبير و الأولى عندي التوقف عن روايته‌.[٣٨٥]

-       بشیر النبال: در ترجمة این راوی نیز علت توقف خود را عدم صراحت در تعدیل معرفی می‌کند.

روى الكشي حديثا في طريقه محمد بن سنان و صالح بن أبي‌حماد و ليس صريحاً في تعديله فأنا في روايته متوقف‌.[٣٨٦]

-      ثوير‌ بن ‌ابي‌فاخته: دربارة «ثویر» نیز عبارت کشی را بر مدح نمی‌پذیرد و می‌نویسد: «هذا لا‌يقتضي مدحا و لا قدحا، فنحن في روايته من المتوقفين».[٣٨٧]‌