حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٢ - بهرههای یادکرد آثار در تألیفات شیخ صدوق(ره)
کتاب، ردّ و ابطال غلو و تفویض است که هر دو عقیده از یک سنخ و موضعند. شیخ صدوق از این کتاب با عنوان ابطال الغلو و التفویض نام میبرد. وی در پایان باب چهل و ششم کتاب عیون اخبار الرضا٧ پس از نقل حدیثی از امام رضا٧ دربارة غلو و عدم اعتقاد به سهو پیامبرn میگوید: «و قد اخرجت ما رویته فی هذا المعنی فی کتاب ابطال الغلو و التفویض».[٤٤]
شایستة بیان است که این دسته از یافتهها در رفع پارهای از تصحیفها نیز به یاری پژوهشگر خواهد آمد؛ چنانکه در نمونة مذکور، «تفویض» میتواند تصحیفی از «تقصیر» باشد.
٤. یکی دیگر از بهرههای یادکرد صدوق از آثار خود، این است که تقدم و تأخر نگارش کتابهای او روشن میگردد، زیرا او در گزارشهایش با فعلهای ماضی و مضارع، به آثارش توجه میدهد که: در فلان کتاب چنین کردم یا در فلان کتاب چنان خواهم کرد. با بررسی کتابهای نام برده شده در نوشتهای، موقعیت نگارشی آن را نسبت به آثار دیگر صدوق درمییابیم.
با بررسی مجموع گزارشهای صدوق درباره کتابهایش، پرسشی در ذهن شکل میگیرد و آن از ارجاع موازی صدوق به آثارش نشئت میگیرد؛ به دیگر سخن، گاه صدوق در کتاب «الف» میگوید: حدیث حاضر یا مجموعهای مانند آن را در کتاب «ب» آوردهام. آنگاه در کتاب «ب» همانند آن گزارش وجود دارد که میگوید: به کتاب «الف» رجوع کنید. بنا بر قاعده، ذکر نام کتاب با صیغه ماضی و ارجاعِ خواننده به کتابی پیشنوشته، نشانه تقدم آن بر کتاب حاضر است، ولی چگونه میتوان دو کتاب را به یکدیگر ارجاع داد و آن را پیشنوشته خواند؟
مانند آنچه دربارة کتابهای الخصال و التوحید و نیز کتابهای کمالالدین و عللالشرایع رخ داده است که هر یک به دیگری ارجاع داده شده است.[٤٥]
برای حل این مسئله و دور کردن تهمت بیتوجهی از شیخ صدوق، دو نظر در میان دانشیان مطرح شده است:
یک: برخلاف آنچه که معمول است و نویسندگان سعی دارند تا یک کتاب را در