حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٣ - «مدارا» و نقش آن در تحکیم و رشد خانواده علی
نزدیکی دلالت دارد و خلاف «عنف» است. خلیل[٣٢٢] آن را به نرمخویی معنا کرده است. به نظر میرسد، که رفق و مدارا در استعمال، تفاوت چندانی ندارند و به جای هم به کار میروند، اما در معنای ریشه که در واقع به هدفِ واژگان توجه دارد، با هم مختلفن؛ «مدارا»، نرمخویی با هدف دفع بدیها و جلب مصالح است، اما «رفق» با هدف همراهی کردن، نزدیک شدن و صمیمیت است. «تغافل»[٣٢٣] و «عفو» نیز واژگانی هستند که مصداقی برای مدارا به شمار میآیند.[٣٢٤]
٣. متضادهای مدارا
یکی از واژههای متضاد مدارا «مُنَازَعَه» است که فراهیدی[٣٢٥] آن را به «خصومت» معنا کرده است. ابنمنظور[٣٢٦] یکی از استعمالات این واژه را جمع کردن و به کارگیری ادلّه برای مقابله با طرف مقابل دانسته که این هم نوعی خصومت علمی است. همچنین، کشیدن طرف مقابل از جایگاه خود در دعوا و جدال، یکی از معانی قرآنیِ «منازعه» است.[٣٢٧] ابناثیر هم در حدیث، «منازعه» را به تجاوز از حدود هر یک از طرفینِ درگیری معنا کرده است.[٣٢٨] تضاد مدارا با منازعه در روش رسیدن به هدف است، در مدارا برای جلب منفعت و دفع مفسده از روش نرمش استفاده میشود و در منازعه همین هدف، دستآویز درگیری قرار میگیرد. «لجاجت» هم در تضاد با مدارا، شبیه منازعه است.[٣٢٩]
واژة دیگری که با مدارا تضاد دارد، «عنف» است. این واژه در حقیقت، ضد رفق و به معنای «شدت» و «مشقت» است.[٣٣٠] «خشن» هم خلاف نرمی و متضاد مدارا و رفق است.[٣٣١]