حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢١ - پندارة نحوست ماه صفر
به ماه بعد، یعنی ربیعالاول است و این، معنای محتمل ما را قوت میبخشد. گفتنی است، مولوی وفات پیامبر اکرمn را نه در صفر که در ربیعالاول دانسته است. او در دفتر چهارم مثنوی چنین سروده است:
احمد آخر زمان را انتقال در ربيع اول آيد بيجدال
چون خبر يابد دلش زين وقت نقل عاشق آن وقت گردد او به عقل
چون صفر آيد شود شاد از صفر که پس اين ماه ميسازم سفر
هر شبي تا روز زين شوق هدي اي رفيق راه اعلي ميزدي
گفت هر کس که مرا مژده دهد چون صفر پاي از جهان بيرون نهد
که صفر بگذشت و شد ماه ربيع مژده ور باشم مر او را و شفيع
گفت عکاشه صفر بگذشت و رفت گفت که جنت ترا اي شير زفت
ديگري آمد که بگذشت آن صفر گفت عکاشه ببرد از مژده بر
پس رجال از نقل عالم شادمان وز بقایش شادمان اين کودکان
چونک آب خوش نديد آن مرغ کور پيش او کوثر نيامد آب شور
همچنين موسي کرامت ميشمرد که نگردد صاف اقبال تو درد
گفت احسنت و نکو گفت وليک تا کنم من مشورت با يار نيک
علامه محمدتقی جعفری(ره) در شرح بزرگ خود بر مثنوی، ابتدا حدیث مورد استشهاد مولوی را آورده و سپس دربارة شعر توضیح داده است. ما سخن این شارح بزرگ را نقل میکنیم بی آن که آن را به نقد بنشینیم. او چنین نوشته است:
روايت: «من بشرنى بخروج صفر بشرته بالجنة» از پيامبر اكرمn نقل شده است: (كه هر كس مرا به تمام شدن ماه صفر بشارت بدهد، من بهشت را به او بشارت خواهم داد)، مطابق گفتة انقروى، «عكاشه» اولين شخصی بود كه تمام شدن ماه صفر را به پيامبر بشارت داد. دربارة تاريخ وفات پيغمبر اكرم دو نظرية عمده وجود دارد؛ يك: ماه ربيعالاول سال يازدهم از هجرت؛ دو: ماه صفر، روز بيست و هشتم.
روايتى از امام محمد باقر٧ مطابق نظرية يكم نقل شده است.
روايت فوق (من بشرنی...) مأخذ معتبرى ندارد. از ميرداماد نقل شده است كه: روايت مجعول است. در روايت ديگرى چنين نقل شده است كه: «فمن بشرنى بخروج آذار فله الجنة فقال ابوذر خرج يا رسولالله».