علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩
١٣٢٢.امام على عليه السلام : سپارنده دانش نزد غير اهلش ، ستمكار به آن است .
١٣٢٣.امام على عليه السلام : حكيمان چون حكمت را نزد غير اهلش نهادند ، آن را تباه كردند .
١٣٢٤.امام على عليه السلام : با نادانان از آنچه نمى دانند سخن مگوى كه تو را تكذيب كنند؛ چرا كه براى دانشت بر تو حقّى است و آن اين است كه آن را به مستحقش بدهى و از غير مستحقّش باز دارى .
١٣٢٥.امام على عليه السلام : دارنده دانش نمى تواند همه آن را براى همه مردم تفسير كند؛ زيرا در ميان آنان نيرومند و ناتوان هست و بخشى از دانش تحمّل كردنى است و بخشى نيست ، مگر آنكه خداوند بر دوستان ويژه اش تحمل آن را آسان كند و به ايشان يارى دهد .
١٣٢٦.امام على عليه السلام ـ در حالى كه با دستش به سينه اش اشاره مى كردـ : در اين جا دانشى انبوه است . كاش فراگيرانى برايش مى يافتم . آرى كسى را يافتم كه تيزهوش بود؛ ولى در خور اعتماد نبود . دين را ابزار دنيا كرده بود و با نعمتهاى خداوند بر بندگانش و به حجتهاى او بر اوليايش برترى مى جست و يا آنكه پيرو حقّ بود ، ولى از باريك بينى در نكته هاى آن بى بهره و با نخستين شبهه ، شكّ در دلش مى افتاد. بدان كه نه اين [مناسب است] و نه آن ـ يا آنكه شيفته لذت و رام شهوت و هميشه در پى گردآوردن و اندوختن بود . اينان نمى توانند كوچكترين پاسدار دين باشند و بيشتر به چهارپايان چرنده شبيه اند . اين گونه دانش با مرگ حاملانش مى ميرد .
١٣٢٧.امام على عليه السلام ـ در حكمتهاى منسوب به ايشانـ : جا به جا كردن تخته سنگهاى گران از جايشان ، آسانتر از فهماندن به نافهم است .