تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٨ - قضاء و قدر
زيور راستى آراسته است.
قضاء و قدر
[٤٢] با وجودى كه مؤمنان در موقعيتى بدتر از موقعيت دشمنان خود بودند با اين كه/ ٦٤ مؤمنان در فرودست وادى بودند و كفار در بالادست باز هم مؤمنان بر كافران غلبه يافتند.
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ شما در كرانه نزديكتر بيابان بوديد و آنها در كرانه دورتر بودند و آن قافله در مكانى فروتر از شما بود.» مراد اين است كه آن قافله كه كالاى بازرگانى قريش را حمل مىكرد در مكانى پايينتر از آن دو گروه بوده. يعنى در فاصله سه روز راه از محل جنگ و در ساحل درياى سرخ در بدر جنگ براى مسلمانان امرى ناگهانى بود. زيرا هدف اصلى حمله شكستن محاصرهاى بود كه كفار براى مسلمانان تدارك ديده بودند.
اگر مسلمانان دانسته بودند كه به جاى برخورد با قافلهاى با انواع كالا كه محاصرهشدگان را بس مورد نياز بود، با هزار سپاهى مسلح رو به رو مىشوند بعيد مىنمود با شمار اندكشان- ٣٣٠ رزمنده- آن هم بدون سلاح كافى، پاى به ميدان كارزار نهند. از اين رو مىفرمايد
وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ اگر شما با يكديگر زمان جنگ را تعيين مىكرديد با هم از آن تخلّف مىورزيديد.» ولى اين تقدير و حكم، تقدير و حكم الهى بود.
وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا تا كارى كه خدا مقرر كرده است واقع شود.» فرقى است ميان قضا و قدر. قدر سنتى است كه خدا براى نظام جهان مىنهد در حالى كه قضاء تنفيذ اين سنتهاست و گاه با مباشرت نيروهاى غيبى براى دگرگونى آن سنتها وارد عمل مىشود. در اين برهه از زمان، هزيمت كفار قضاى