تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٥ - در آستانه حقايق
خدا عذاب را از آنان منصرف كند ولى جز ندامت بهرهاى نبرند. مانع ديگرى كه ميان انسان و ايمان واقع مىشود اين است كه ترديدى در دلها پديد مىآيد كه آيا آنچه خدا وعده مىدهد راست است يا نه و پاسخ مىدهد كه آيا نه چنين است كه آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست و وعده او راست است و آنچه در آسمانها و زمين مىگذرد بر آن گواه است. ولى عدم شناخت اينان نسبت به دنيا و سنتهاى آن علت مستقيم گمراهى ايشان است./ ٤٠٣ آيا خدا نمىميراند و زنده نمىكند؟
آيا قادر بر آن نيست كه مردم را در روز بازپسين دوباره زنده كند؟
قرآن ندا در مىدهد كه موعظهاى از جانب پروردگارشان آمده است كه شفاى دل آنهاست از عقدههاى جهل و عصبيت و مردم را راهنماست. چون مردم بدان ايمان آورند و فرمانهايش را اجرا كنند براى آنها رحمت و رفاه است آنچه مردم در زندگى مادى رفاه مىپندارند در برابر آنچه قرآن و احكام الهى به آنان ارزانى مىداد هيچ نيست.
شرح آيات
در آستانه حقايق
[٥٣] كفّار مىپرسند آيا پيامبر خود به آنچه مىگويد ايمان دارد. اينان از او مىپرسند آيا واقعا آنچه مىگويى حق است. رسول اللَّه با قاطعيت مىگويد: آرى، حق است.
وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌ و از تو خبر مىگيرند كه آيا حق است؟ بگو: آرى سوگند به پروردگارم كه حق است.» از اين سؤال و جواب چند چيز روشن مىشود
اولا: با آن كه حقايق كلى فلسفى قابل تقليد و اطاعت كوركورانه نيست ولى سؤال از آن مفيد است زيرا پاسخ به آن سؤالها اشاراتى راهنماينده را در بردارد كه اگر در آن اشارات بينديشى مستقيما به حقايق آشنا خواهى شد. اين سؤال مثل اين است كه كسى از مكان آب بپرسد و چون كسى به آن اشارت كند و پرسنده