تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٢ - جهاد صاحبان عذر
زياد طول كشيده يا بيماريشان ممكن است به ديگران سرايت كند، ساقط شده است.
ج: همچنين جهاد از فقرايى كه نمىتوانند براى خود آذوقه و سلاح تهيه كنند يا براى هزينه زن و فرزند خود چيزى بگذارند، برداشته شده.
/ ٢٥١ د: نيز كسانى كه دولت اسلامى نمىتوانند هزينه آذوقه و سلاحشان را فراهم آورد مىتوانند به جهاد نروند.
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ بر ناتوانان و بيماران و آنان كه هزينه خويش نمىيابند هر گاه در عمل براى خدا و پيامبرش، اخلاص ورزند گناهى نيست اگر به جنگ نيايند.» يعنى بر آنان كارى كه ما فوق طاقتشان باشد تكليف نمىكنند يا به كارى وا نمىدارند كه سبب رنج و مشقت آنان شود و قدرت تحمل آن را نداشته باشند.
جهاد صاحبان عذر
از اين عبارت «صاحبان عذر» برمىآيد كه ساقط شدن جهاد از ضعيف و مريض و فقير به طور مطلق نيست بلكه در صورت وجود وضعى است كه شخص عازم جهاد را از حركت مانع آيد و اين امر نسبت به موقعيتها و نسبت به اشخاص متفاوت است. در اينجا نكتهاى است، آنجا كه سخن از اخلاص ورزيدن در عمل براى خدا و پيامبرش به ميان مىآيد، و اين يك عمل وجدانى است. مثلا كسى ممكن است به ظاهر ادعا كند كه از رفتن به جهاد ناتوان است و از فلان بيمارى هم در رنج است، عذر او هم پذيرفته شود ولى خود مىداند كه آنچه مىگويد بهانهاى بيش نيست و خدا هم از دل او آگاه است.
مراد از اخلاص ورزيدن اين است نيتش را با خدا خالص گرداند و به دروغ اظهار بيمارى نكند، و چون عذر او پذيرفته آمد و از جنگ معاف گرديد، چنان نيست كه پى كار خود رود. بايد وظايفى را كه در پشت جبهه به او واگذار مىشود