تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩١ - جهاد با كفار و منافقان
ادعا مىكنند كه اگر آن فرصت به دست آيد هر چه دارند در راه خدا بذل خواهند كرد ولى هنگامى كه خداوند آن فرصت را به آنان عطا كند از گفته خود سرباز مىزنند و با خدا و رسول او به پيكار بر مىخيزند. از اين رو خداوند نه تنها آن فرصت از آنان سلب نخواهد كرد، بلكه در دلهايشان بذر نفاق خواهد افكند و اين نفاق تا پايان عمر روح آنان را آزرده خواهد داشت زيرا از آن فرصت كه دست داده بود استفاده نكردند بلكه در برابر خدا و رسول مقاومت ورزيدند و دين خدا را دگرگون ساختند.
شرح آيات
جهاد با كفار و منافقان
[٧٣] يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ اى پيامبر! با كافران و منافقان بجنگ و با آنان به شدت رفتار كن و جايگاه آنان جهنم است كه بد منزلگاهى است.» جهاد با آنان- جهادى مستمر- فرمان داده و گفته است كه با آن به هيچ روى رأفت و رحمت نشان ندهد، زيرا سرانجام منافقان آتش است و كسى كه سزاوار آتش باشد در خور آن نيست كه مورد رأفت و رحمت قرار گيرد. آن گاه به بيان بارزترين صفات منافقان يعنى خاصيت دو رويى آنان مىپردازد كه
منافقان مىخواهند نظام حكومت را تغيير دهند و اين كار از طريق كشتن رسول اللَّه و يا اخراج او از شهر يا از راه فساد وضع سياسى ميسر است.
منافقان نعمت امنيت و آسودگى را كه اسلام به آنان عطا كرده است شكر نمىگويند و اينان اگر توبه كنند خدا توبهشان را مىپذيرد و گرنه هم در دنيا و هم/ ٢٢٧ در آخرت به عذاب اليم گرفتار مىشوند.
ديگر آن كه: نفاق صفتى است نهفته در ذات منافق كه نعمت و مال آن را آشكار مىكند. بعضى از مردم از خدا توانگرى مىطلبند و با او تعهد مىكنند كه هر گاه از مال و نعمت برخوردار شدند شكر نعمت به جاى آرند، و در راه خدا انفاقش نمايند و دست به كارهاى خير زنند، ولى چون خداوند باب نعمت خويش به