تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٨ - ديد دينى و اسلامى
خدايى كه هم به گذشته آگاه است و هم به آينده و راز دلها را مىداند و در وراى هر عملى كه بنده انجام مىدهد نيت نيك و بد او را مىبيند بنا بر اين شما نمىتوانيد اعمال فاسد و ناپسند خود را به ظاهر بياراييد و با پوزش خواستنهاى بيهوده توجيه كنيد.
فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ تا از نتيجه اعمالتان آگاهتان سازد.»
ديد دينى و اسلامى
از اين آيه برمىآيد كه مؤمنان صادق از ديدى مبتنى بر دين برخوردارند و اين ديد به آنان امكان مىدهد كه منافقان را از مؤمنان بشناسند. از مظاهر اين ديد، نگريستن به هر فردى است از خلال تاريخ گذشته او و نقشههايى كه براى آينده دارد، بدون توجه به اقوال و توجيهاتش.
از آنجا كه منافق فردى سست ريشه است و بر حسب موقعيتهايى كه پيش مىآيد رنگ به رنگ شود نمىتوان يقين كرد كه در آينده راه ديگرگون خواهد كرد و دست از نفاق برخواهد داشت. او خود را در زير پردهاى از سخنان تو خالى و/ ٢٥٩ دروغ پنهان مىكند و همواره گفتار را جانشين كردار خود مىسازد. و همين امر سبب مىشود كه جمعى سادهدلان سخن آنان باور كنند ولى مؤمن واقعى به عمل منافق توجه دارد نه به سخن و ادعاهاى او و چون چنين است هرگز فريب او نخواهد خورد و اين فريب خطرى است عظيم؛ خطرى كه متأسفانه بعضى از ملل اسلامى به آن گرفتار شدهاند. اينان چشم به اعمال طاغوت زمان خود دوختهاند. اگر او به شرق متمايل شود همه به شرق متمايل مىشوند و مىبينى كه روزنامه نويسان مزدور زبان به مدح و ثناى او مىگشايند و اگر به طرف غرب متمايل شود، همه غربگرا مىشوند و تيرهاى تهمت خود به سوى شرق روان مىدارند. چونان حاكم نيشابور كه روزى از خادم خود بادنجان خواست و خادم در ستايش بادنجان هر چه توانست سخنورى كرد ولى حاكم، تصميم خود، ديگر كرد و گفت كه بادنجان خوب نيست، خادم هم زبان به نكوهش بادنجان گشود. حاكم بر او بانگ زد كه چه مىگويى؟ مگر تو نبودى كه