تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٨ - هر كس مردم را همان گونه كه خود هست مىپندارد
از جانب خداوند در كار نخواهد بود. زيرا كفرشان به خدا و رسول خدا از فسقشان ناشى مىشود و مجالى براى آمرزش خدا و خشنودى محرومان باقى نمىگذارد.
منافقان مىپندارند كه تنزدنشان از جهاد به سود آنهاست، از اين رو جهاد را ناخوش مىدارند و به عمل خويش شادماناند و ديگران را هم از جهاد منع مىكنند ولى سرانجام اين اعمال چيست؟ آيا جز آتش جهنم پاداشى در انتظار آنهاست؟
آتشى كه جاودانه در آن خواهند بود ولى اينان حقايق امور را در نمىيابند.
به سبب اين روش ناپسند كه برگزيدهاند زودا كه عذاب خداوندى ايشان را در بر خواهد گرفت هم عذاب روحى و هم عذاب اجتماعى به گونهاى كه بايد لب/ ٢٣٥ از خنده بربندند و به حال خويش بگريند.
پس از بازگشت رسول اللَّه به مدينه و انجام وظيفه رسالتى كه بر عهده داشت بعضى از منافقان خواستند خود را به او نزديك سازند، پس اجازت طلبيدند كه همراه او به جهاد روند ولى پيامبر حتى ثانيهاى اجازت نفرمود زيرا آنان در آن ايام كه مسلمانان در سختى افتاده بودند راضى شدند كه در خانه بمانند. پس اكنون هم كه جنگ به پايان رسيده بايد با جماعت گمراهان يعنى منافقان رسوا در نظر مردم و محروم از فعاليّت سياسى، بمانند.
شرح آيات
هر كس مردم را همان گونه كه خود هست مىپندارد
[٧٩] همان گونه كه نابينا حقيقت روشنايى را در نمىيابد و نمىداند كه بينايان چگونه راه خود مىيابند و هم چنان كه نادان حقيقت علم را نمىشناسد و نمىداند كه ضمير پژوهندگان دانش چگونه از آن فروغ مىگيرد، همچنين منافق هم به حقيقت ايمان دست نيافته است پس نمىتواند به تأثير ايمان در دلهاى مؤمنان صادق آگاهى يابد كه چسان به انگيزه آن دست به كارهاى بزرگ مىزنند و تن به خطرها مىسپرند بى آن كه خواستار پاداش و سپاسى باشند.
منافقان همواره اعمال صالحان را به مقياسهاى خود مىسنجند و مىپندارند