تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٩ - توطئههايى عليه دين خدا
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چرا تقليد احبار و راهبان در تعاليم دين آنها جايز نيست.
پاسخ اين است كه
بسيارى از ايشان خائناناند و امين اموال مردم نيستند پس چگونه مىتوان آنان را اهل ايمان خواند./ ١٦١ آنان اموال مردم را به باطل مىخورند و اعمال و رفتارشان در مسير مصلحت محرومان نيست بلكه بر عكس آنان را مىبينى كه مردم را از راه خدا منحرف مىسازند و طلا و نقره گرد مىآورند و در راه خدا انفاق نمىكنند.
آيا جزاى كسى كه زر و سيم را مىاندوزد چيست؟ جزاى او عذابى است دردناك در روز قيامت. در آن روز آن زرها و سيمها را در آتش جهنم مىگدازند و بر پيشانى و پهلوهاى آنان مىنهند تا بسوزد. ملائكه عذاب به آنان مىگويند اين است عاقبت آن اموال كه اندوخته بوديد. آرى، بدينسان بلاى شما شد و حال آن كه شما اميد آن داشتيد كه مايه خوشبختى گردد.
شرح آيات
توطئههايى عليه دين خدا
[٣٢] احبار و راهبان و همه علماى سوء كه دين را مركب شهوات و اميال نفسانى خود ساختهاند مىكوشند تا از افكار و سنتهاى ارتجاعى حمايت كنند، و در برابر هر حركت پيشرو و هر آيين نوين مقاومت مىورزند. چون آيين محمدى (ص) آشكار شد اينان بر گرد آن كانون نور جمع شدند و به خيال باطل خود خواستند آن را فرو كشند و خاموش كنند مىپنداشتند كه نور خدا با دميدن در آن خاموش مىشود، آرى
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ مىخواهند نور خدا را به دهان خود خاموش كنند.» هنگامى كه خدا نور خود به هر سو بپراكند چه كسى را ياراى خاموش كردن آن است.