تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٥ - طبقات مؤمنان
ولى نه به انگيزه كفر و نفاق، بلكه به سبب ضعف ايمان و اميد به بخشايش خداوند. باشد كه خدا توبه اينان را بپذيرد زيرا آمرزنده و مهربان است.
شرح آيات
طبقات مؤمنان
[١٠٠] پيشقدم شدن به خودى خود در مقايسه با تقوى ارزشى ندارد. ولى بسا شود كه از ميزان تقواى مردم حكايت كند. و تقوى را در اديان الهى ارزشى والاست و پيشى گرفتگان از آنان كه واپس ماندهاند برترند. زيرا آنان دعوت رسول را با ارادهاى استوار پذيرفتهاند و پذيرفتهاند كه در راه آن با هر مشكلى معارضه كنند و تسليم فشار طاغوتان نشوند و هر نداى فاسد و گمراه كنندهاى را در گلو خفه سازند.
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ از آن گروه نخستين از مهاجران و انصار كه پيشقدم شدند.» ملاحظه مىشود كه در اين آيه فرقى ميان مهاجران و انصار نمىنهد و اين پاسخ كسانى است كه مىخواستند ميان مردم مكه و مدينه تخم خلاف بيفشانند نه تنها در مورد سبقت به ايمان بلكه از ديگر جهات كه مكيان مهاجر و مدنيان انصار هر يك ويژگيهاى خود را داشتند. اسلام با تمام نيرو اين گونه دعويها را نظريه جاهلى خواند و آنچه را براى هر كس ارزشمند شمرد رابطه او با عملش بود نه رابطهاش با شهر و ديارش.
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ و آنان كه به نيكى از پى ايشان رفتند.» اين متابعت از روى نفاق نبود و براى مصلحت روز نبود بلكه فقط و فقط براى خدا بود. اينان نيز در شمار همان سبقت گيرندگاناند.
شايد هم «احسان» كه در متن آيه آمده و ما «به نيكى» ترجمه كردهايم مراد اين باشد ايمان اين گروه تنها تسليم و قبول مطلق نبود بلكه با بخشندگى و انفاق هم توأم بود.
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا