تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٧ - لحظه رويارويى
اعمال بدو منفى اعمال نيكو و مثبت را در قلوب آنان زشت و ناپسند جلوه مىدهد.
وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ شيطان كردارشان را در نظرشان بياراست.» دوم: غرور و اعتقاد به اين كه نيروى آنان ما فوق هر نيروى ديگرى است و از اين روست كه خداى تعالى مىفرمايد
وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ و گفت امروز از مردم كسى بر شما پيروز نمىشود.» سوم: در دل كافر اين تصور پديد مىآيد كه برخى از مردم اعمال آنان را تأييد مىكنند و اين به سبب وعدههاى توخالى است و بس. از اين رو شيطان مىگويد
وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ و من پناه شمايم.»
لحظه رويارويى
اما اين انگيزههاى روانى همه سرابى بيش نيستند كه به زودى پرده از روى حقيقتشان مىافتد.
فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ ولى چون دو فوج رو به رو شدند، او بازگشت و گفت: من از شما بيزارم كه چيزهايى مىبينم كه شما نمىبينيد. من از خدا مىترسم كه او به سختى عقوبت مىكند.» در لحظه رويارويى واقعى كفار در مىيابند كه اعمالشان ناپسند و باطل است و مكرشان را قوتى نيست و ياران خياليشان چون دود به هوا رفته و نابود شدهاند.
در روز رويارويى شيطان از معركه مىگريزد. و از گفتارها و پندارهاى پيشين خود تبرى مىجويد و از خدا و عاقبت بدى كه در انتظار دار و دسته اوست بيمناك مىشود.