تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٤ - انتساب مصلحتى
در راه مصالح عامه. به همين نحو كسانى كه در راه سفر، راهتوشه آنان به پايان رسيده و از سفر بازماندهاند. اينهاست مصارف صدقات و خداوند حكيم به/ ٢٠٣ نيازهاى واقعى مردم آگاه است.
شرح آيات
انتساب مصلحتى
[٥٨] فرق است ميان جامعه اسلامى و جامعه غير اسلامى. رابطه ميان مسلمانان بر مبناى ايمان به خدا و اسلام است. در چنين جامعهاى همه تعينات فرهنگى و طبقاتى و نژادى و رنگى و زبانى و قومى رنگ مىبازند و در كوره امت واحده كه داراى رهبرى استوار و نيرومند است ذوب مىشود.
هر فردى از افراد جامعه هم در صورتى تسليم دستگاه رهبرى مىشود كه دستگاه رهبرى به تمام معنى ارزشهاى والاى اسلامى را حفظ كند و واجبات دينى را به انجام رساند.
پيوستگى به جامعه بر اساس مصالح مادى نيست كه چون دستگاه رهبرى از حيث مالى ناتوان شد آن پيوستگى هم ضعيف شود و نيز بر اساس عشايرى و قومى هم استوار نشده كه ستمهاى عشايرى و قومى شركت داشته باشد يا مجبور شود به اين گروه يا آن گروه امتياز بيشترى دهد.
اما منافقان از دستگاه رهبرى انتظار دارند كه چون گاوى شيرده باشد تا زمانى كه به آنان مىخوراند فرمانبردارند و زمانى كه از چشمه بذل و بخشش خشكيد رهايش كنند.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ بعضى از ايشان تو را در تقسيم صدقات به بيداد متهم مىكنند.» يعنى مىپندارند كه تو با صدقات هر گونه كه بخواهى عمل مىكنى. و صدقات به نظر من/ ٢٠٤ همه اموالى است كه مؤمنان از جنبه وظايف ايمانى انفاق مىكنند.