تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٥ - مظاهر شرك
در عين مذلت يعنى در عين تسليم در برابر قدرت اسلام، زيرا پرداخت مالى از طرف دولتى به دولت اسلام بدون اظهار تسليم و حقارت جنبه جزيه ندارد. همان گونه كه امروز فلان دولت توانگر مالى به يكى از دولتهاى فقير اسلامى كمك مىكند تا او را فريفته خود سازد. بلكه جزيه زمانى است كه آن مال را در عين حقارت و مذلت تسليم كند.
مظاهر شرك
[٣٠] يهود و نصارى مردمى فاسد العقيده بودند. زيرا عقايدشان از فلسفه يونانى كه خود بر پايه شرك بنا شده بود نشئت گرفته بود. به سبب ضعف علماى دينى و روش آنان در تبليغ دين كه هر وسيلهاى را ممكن مىشمردند، اين عقايد در دينشان نيز رخنه يافت. از جمله افكار و انديشههاى افلاطونيان جديد در اين اديان منحرف به عيان مىبينيم.
/ ١٥٦ وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ يهود گفتند كه عزيز پسر خداست و نصارى گفتند كه عيسى پسر خداست.» چه بسا همه يهوديان و مسيحيان اين پندار باطل را نداشتند. و آن گروه كه از اين پندار پيروى مىكردند غالبا تحت تأثير فرهنگهاى بيگانه بودهاند كه به سبب فشارهاى فكرى و اجتماعى در دل آنان جاى گرفته است.
ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ اين سخن كه مىگويند همانند گفتار كسانى است كه پيش از اين كافر بودند خدا بكشدشان، پس چگونه از حق منحرفتان مىكنند.» [٣١] اين از جنبه فرهنگى بود. اما از جنبه دينى و سياسى يهود و نصارى تسليم روحانيان خود بودند و به جاى آن كه در برابر خدا خاضع باشند و به دين خدا عمل كنند به سخنان باطل آنان گوش مىنهادند.
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ حبرها و راهبان خويش و مسيح پسر مريم را به جاى اللَّه به خدايى