توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩ - صنعت مزاوجه
يعنى بر هردو لجاج و اصرار داشتن را مترتب نموده است.
سپس شارح مىگويد:
از ظاهر عبارت مصنّف اين طور توهّم ميشود كه مزاوجت آنستكه بين دو معنا در شرط و دو معنا در جزاء جمع نمايند چنانچه شاعر در شرط بين نهى ناهى و لجاج الهوى و در جزاء بين اصاخت محبوبه الى الواشى و لجاج الهجر جمع نموده است.
ولى اين معنا فاسد است زيرا در مثل.
اذا جائنى زيد فسلّم علىّ اجلسته فانعمت عليه (زمانيكه زيد نزد من آمد بر من سلام كرد، نشاندم او را پس احسان در حقّش نمودم).
احدى از ادباء به مزاوجت قائل نشده با اينكه معناى متوهّم مذكور در اينمثال صادق است چه آنكه بين مجئ زيد و سلام او بر گوينده در شرط يعنى مجئ و بين اجلاس و احسان بر او در جزاء جمع شده است.
و آنچه بعنوان ايراد در اينجا ذكر نموديم از كلام گذشتهگان استفاده كردهايم.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: على انّ الفعل مسند الى ضمير مصدر: مقصود از [فعل] يزاوج بوده و از مصدر [مزاوجه] ميباشد.
قوله: الّذى يشى حديثه: كلمه [يشئ] فعل مضارع و ماضى آن [وشى] بمعناى زينت داد ميباشد.
متن
و منه العكس و هو ان يقدّم جزء من الكلام جزء ثمّ يؤخّر و يقع على وجوه: