توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣ - اقسام تجريد در قالب مثال
مىنمائيم:
از جمله: تجريدى است كه بواسطه كلمه [من] تجريديّه صورت مىگيرد مانند مثال ذيل كه در السنه اهل لسان دارج و رائج است:
لى من فلان صديق حميم (براى من از فلانى دوستى انتزاع شده كه بسيار نزديك بمن بوده و به امور من اهتمام مىورزد).
تقدير اينمثال: بلغ فلان من الصّداقة حدّا صح معه ان يستخلص منه آخر مثله فيها، مىباشد.
يعنى: فلانى از مراتب و درجات صداقت و دوستى به حدّى رسيده است كه ميتوان دوست ديگرى همانند خودش از وى انتزاع و اشتقاق نمود.
و از جمله: تجريدى است كه بواسطه كلمه [باء] تجريديّه كه بر سر منتزع منه درمىآيد صورت مىگيرد مانند مثال ذيل كه در لسان اهل محاوره جارى ميباشد:
لئن سئلت فلانا لتسألنّ به البحر (اگر از فلانى سؤال و درخواست نمائى هرآينه از دريا و اقيانوس طلب چيزى نمودهاى).
يعنى: فلانى در اتّصافش به سماحه و جود بحدّى رسيده كه درياى جود و بخشش را از وى بايد انتزاع كرد.
و از جمله: تجريدى است كه بواسطه دخول [باء] معيّت در منتزع صورت مىگيرد مانند قول شاعر:
|
و شوهاء تعدو بى الى صارخ الوغى |
بمستلئم مثل الفنيق المرحّل |