حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
« زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من
الذهب و الفضة و الخیل المسومة و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه
الدنیا و الله عنده حسن الماب »[١] .
در این آیه چند چیز از اموری که مورد علاقه آدمی در دنیاست نام برده
شده : زن و فرزند ، پولهای انباشته طلا و نقره ، اسبهای عالی که مظهر جلال
و حشمت اند ، چهار پایان و کشت و زرع ، و این آیه در مقام انتقاد و
مذمت هم هست ، دنیای مذموم و مردود را ذکر میکند ، چه چیز را مذمت
میکند ؟ خود این امور را ؟ خود زن و فرزند و ثروت و اسب و زراعت را ؟
نه . علاقه و میل به این امور را ؟ ، آن را هم نه ، پس چه چیز را ؟ دل
خوش بودن و سرگرم بودن به این امور را ، راضی و قانع بودن به اینها و
غفلت کردن از ماوراء اینها را . " « زین للناس حب الشهوات »" این
علایق در نظر اینها جلوه کرده و آنها را ربوده و از خود بیخود کرده ، به
اینها دلخوش و سرگرم اند و درباره غیر این امور فکر نمیکنند ، خیال
میکنند زندگی جز این چیزی نیست ، دوست داشتنی غیر از اینها نیست ، حد
فکر و سطح اینها این شده ( « ذلک مبلغهم من العلم ») [٢] .
درباره مرد عابدی که به خاطر منافع مادی از اطاعت خدا سر پیچید
میفرماید : " « و اتل علیهم نبأ الذی اتیناه ایاتنا فانسلخ منها فاتبعه
الشیطان فکان من الغاوین » " [٣] داستان آن مرد که آیات خود را
[١] آل عمران / . ١٤ [٢] نجم / . ٣٠ [٣] اعراف / . ١٧٥