حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
ابن قیس ریاحی صادر کرده در وقتی که او را در رأس سه هزار نفر به عنوان
مقدمه الجیش به طرف شام که قلمرو معاویه بود فرستاد ، و یک فرمان و
دستور هم از معاویه نقل میکنم که به نام دو نفر از سردارانش یکی بسر بن
ارطاه و یکی سفیان غامدی صادر کرد در وقتی که ایندو را - هر یک در یک
زمانی به حدود قلمرو حکومت علی علیه السلام فرستاد . از این دو فرمان و
دو دستور به خوبی دو روحیه کاملا متضاد و دو روش مختلف و دو هدف مختلف
نمایان است .
علی علیه السلام به سردار خود این طور دستور میدهد : " « اتق الله الذی
لابد لک من لقائه و لا منتهی لک دونه ، و لا تقاتلن الا من قاتلک » " اول
چیزی که میفرماید این است : از خدا بترس ، خدا را در نظر بگیر . بعد
میگوید : تا دشمن به جنگ شروع نکند تو شروع نکن . بعد قسمتهایی در همین
زمینه میفرماید که کاری نکن که آنها را تحریک به جنگ بکنی ، و آن وقت
میفرماید : " « و لا یحملنکم شنانهم علی قتالهم قبل دعائهم و الاعذرا
الیهم » " [١] مبادا کینه و دشمنی آنها تو را وادار کند که قبل از
آنکه آنها را کاملا دعوت کنی و اتمام حجت کنی به دزد و خورد مبادرت کنی
.
ولی معاویه به بسر بن ارطاه اینطور دستور میدهد : " سرحتی تمر
بالمدینة فاطرد الناس و اخف من مروت به وانهب اموال کل من اصبت له
ممن لم یکن له دخل فی طاعتنا " برو تا به مدینه برسی ، در بین راه مردم
را از جلو خودت بران و تا میتوانی ایجاد رعب در دلها کن و هر چه مال به
دستت میرسد غارت کن مگر مال آنهایی که از
[١] نهج البلاغه ، نامه . ١٢