حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
که آن را " هدایت وحی و الهام " مینامیم ، پس در مجموع زندگانی بشر نقطهها و روزنهها و دریچههایی خواهد بود که از آن نقطهها و روزنهها و دریچهها بشر هدایت و راهنمایی میشود ، آن روزنهها و دریچهها عبارت است از روحهای مستعد و قلبهای منزه و صافی یک عده از افراد بشر که به نام " انبیاء " و " پیغمبران " نامیده میشوند ، و همچنین به دلیل اینکه اصل توحید ثابت است و موجودات به کمال لایقشان رسانده میشوند و از طرفی در وجود انسان نمونهای از نشئه دیگر وجود دارد ، پس انسانها سوق داده میشوند به سوی نشئه دیگر که نشئه عالم آخرت است . پس اصل توحید است که مانند تنه و ریشه یک درخت شاخه ها و برگها و میوه ها به وجود میآورد . در میان بشر مردمانی پیدا شدند که درباره پیغمبران خدا راه اغراق و غلو پیمودند و آنها را به منزله خدایان کوچک فرض کردند . بدیهی است که این فکر و عقیده سخیف از آنجا پیدا شده که پایه اول یعنی اصل توحید درست نبوده و شناسایی خداوند حاصل نشده و گرنه چگونه ممکن است کسی اندک آشنایی به عظمت ذات احدیت داشته باشد و آنگاه بشری را که به تعبیر قرآن کریم مالک نفس خود نیست و اختیار نفع و ضرر و موت و حیات و رستا خیز خود را ندارد به عنوان شریک خدا و یا به عنوان خدای کوچک بپذیرد . و همچنین است سایر شاخهها و برگها و میوههای دین ، هر کدام از آنها اگر بر این اصل توحید استوار باشد خوب و مفید و شیرین خواهد بود و اگر بر این اصل استوار نباشد آن فایدهای را که باید ببخشد نمیبخشد . مثلا یکی از شاخهها و متفرعات که در مرحله عمل به حکم دین باید وجود داشته باشد مساله محترم شمردن حقوق و