حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
دست و پا میزنند و از طرف دیگر ثروتمند کافر نعمت و ناسپاس و بخیلی
میبینی که منع حقوق الهی را وسیله جمع مال قرار داده ، و یا گوشهای سنگین
میبینی که سخن حق در آنها اثری ندارد ، کجا رفتند خوبان و صالحین شما ،
کجایند آزادگان و با گذشتها و فداکارها ؟
علی علیه السلام که به خلافت رسید نطقهای افتتاحیهاش در اطراف همین
موضوعات دور میزد ، برنامه دولت حضرتش اصلاحات داخلی در همین زمینهها
بود ، زمینه سکرات نعمت و بوائق نقمت . مخالفین حضرت راهی و بهانهای
برای مخالفت نداشتند جز موضوع خون عثمان که آن را بهانه کنند و کردند .
امیرالمؤمنین در دوره خلافتش مورد دو اتهام واقع شد که در هر دوی آنها از
همه مردم بری تر از آن اتهامها او بود ، و عجب تر این که متهم کنندگان
همانهایی بودند که خودشان مسؤول مستقیم آن دو تهمت بودند . آندو یکی
داستان قتل عثمان و یکی داستان حکمین بود .
در داستان قتل عثمان هیچ کس به اندازه امیرالمؤمنین سعی نکرد برای
خواباندن فتنه ، چیزی که بود ، سخن حضرت و پیشنهادهای حضرت مورد قبول
قرار نگرفت . در ضمن یک نامه در جواب معاویه که آن حضرت را به این
کار متهم میکرد مینویسد : " « فاینا کان اعدی له و اهدی الی مقاتله ،
امن بذل له نصرته فاستقعد و استکفه ام من استنصره فتراخی عنه و بث
المنون الیه حتی اتی قدره علیه ، کلا و الله " « لقد علم الله المعوقین
منکم و القائلین لاخوانهم هلم الینا و لا یأتون البأس الا قلیلا »" [١] .
" » [٢] میفرماید تو امروز مرا متهم میکنی و مرا
[١] اقتباس از آیه ١٨ سوره احزاب . [٢] نهج البلاغه ، نامه . ٢٨