حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
لزوم تربیت و پرورش گیاهان و حیوانات پی بردهاند . میرسیم به انسان ، اینجاست که فرق متمدن و وحشی آشکار میگردد . افراد جاهل و بسیط و بی خبر این طور فکر میکنند که انسان دیگر انسان است ، انسان که حیوان یا گیاه نیست که احتیاج به تربیت و پرورش داشته باشد . رئیس یک قبیله وحشی هرگز لازم نمیبیند ک ه فرزندش تربیت شود و حتی تحت تربیت قرار دادن فرزند خود را نوعی اهانت به خودش و فرزندش تلقی میکند ، شاید هم این چنین تصور کند که افراد پست قبیله چون پست و همدوش و هم افق با حیواناتند باید تربیت شوند ، اما فرزند او را که یک انسان تمام عیار است دیگر احتیاجی به تربیت و آموختن ادب زندگی و خصال عالی نیست . ولی یک انسان عالم متمدن هرگز این طور فکر نمیکند ، او فرزند خود را به دلیل اینکه انسان است و انسان زاده است بیشتر محتاج تربیت میداند از یک اسب یا یک کبوتر یا یک گل یا یک درخت . همانطوری که گیاهان به دلیل اینکه از جمادات کامل ترند و حیاتی دارند محتاج تربیت میباشند و احتیاجشان به تربیت دلیل کمال آنهاست نه دلیل نقص آنها ، و باز حیوانات به دلیل اینکه از نباتات کامل ترند بیشتر به تربیت احتیاج دارند از نباتات ، فرزند انسان نیز به دلیل اینکه از حیوانات کامل تر است و استعدادهای بیشتری در وجودش نهفته است بیشتر احتیاج دارد به تربیت و پرورش و تعلیم آداب و عادات نیک و خصائل عالی . در اینجا یک مرتبه و یک مرحله دیگر هست و آن اینکه مردمی هم که پی بردهاند به اینکه انسان نیازمند به تربیت است ، در دو مقام و دو منزل قرار دارند : بعضی گمان میکنند که انسان مانند گیاه