حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
کارها و حرکتها و فعالیتهای این حیوان بسیار محدود و محصور است ، آب خوردنی است و علف خوردنی و جست و خیزی و حداکثر مراقبت فرزندی . هادی حیوان و محرک او و نقطه اتکاء او در این اعمال همان غریزه طبیعی ابتدایی وی است ، تشنه یا گرسنه میگردد ، بدون معطلی و بدون هیچ گونه تردید یا تزلزلی دنبال آب و علف خود میرود . اگر فرزند آدم شعاع حرکات و کارهایش محدود بود به حرکات طبیعی و غریزی ، او نیز برای کارهای خود نقطه اتکائی جز غرایز اولی و طبیعی خود نداشت ، اما چه باید کرد که شعاع اعمال و حرکات لازم و ضروری فرزند آدم خیلی طولانی تر از اینهاست ، به جهت اینکه اولین چیزی که انسان را با حیوان فرق میگذارد این است که زندگی وی اجتماعی است ، زندگی اجتماعی سبب شده که انسان از وجود دیگران بهرههای بی حساب ببرد و به همین دلیل وظایف و تکالیفی در برابر جامعه که در سایه وی بهره بی حساب میبرد به عهده دارد . آنجا که پای انجام وظایف و تکالیف اجتماعی است دیگر غریزه و طبیعت حکمفرما نیست و آن سهولت و آسانی و بلکه لذت و بهجتی که در انجام کارهای طبیعی هست در اینجا وجود ندارد ، در اینجا بشر فقط سنگینی بار وظیفه و تکلیف را روی دوش خود احساس میکند ، بالاتر اینکه احساس میکند که انجام وظیفه و تکلیف در بسیاری از موارد بر خلاف طبیعت و میل و غریزه شخصی است ، وظیفه از او راستی و امانت و فداکاری و انصاف و عدالت و تقوا و عفت و پاکدامنی میخواهد و طبیعت شخصی وی بر عکس حکم میکند که برای جلب لذت و منفعت شخصی دروغ