حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
حدود خود و دیگران است . اصل توحید اقتضا میکند که ما خداوند را عادل و حکیم و بینا بدانیم ، خدای عادل حکیم هرگز دستور ظالمانه صادر نمیکند ، خدای حکیم طبق نص قرآن مجید امر میکند به عدل یعنی رعایت حقوق دیگران و امر میکند به احسان یعنی به گذشت و فداکاری و فایده رساندن به دیگران ، خدای عادل حکیم نهی میکند از کارهای زشت و پلید و از کارهایی که عقل آنها را قبیح و زشت و منکر میشمارد ، خدای عادل حکیم نهی میکند از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران . ولی همیشه در گذشته و حال بوده و هستند و در آینده نیز به قیاس گذشته و حال خواهند بود کسانی که مرتکب فحشاها و زشتیها و ظلمها و تجاوزهای میشدهاند و بعد هم ادعا میکردهاند که خدا این طور دستور داده است . در سوره مبارکه اعراف میفرماید : " و چون کار بدی کنند عذر آورند که پدران خویش را اینچنین یافتهایم ، گذشتگان ما اینطور عمل میکردهاند و ما بر راه و روش آنها هستیم . عذر دیگر که میآورند این است که دستور دین هم همین است ، کار ما بر موازین شرعی و دینی منطبق است . تو این پیغمبر به اینها بگو که خدا هرگز به کار بد امر نمیکند ، چرا جاهلانه به خداوند نسبتهای دروغ میدهید ؟ " مفاد این آیه این است که اگر اصل توحید این مردم درست بود و اگر خدا را به صفات علیا و اسماء حسنی شناخته بودند ، اگر خدا را به عدل و حکمت و عنایت شناخته بودند ، اگر میدانستند که در فیض و لطف خدا تبعیضی نیست ، هرگز به این بدعت و این خرافه تفوه نمیکردند ، هرگز کارهای زشت خود را منطبق با موازین دینی فرض نمیکردند ، اگر خدا را میشناختند میدانستند که خدا دستور ظالمانه نمیدهد ، خدا نمیگوید یکی حق دیگری را پامال کند