حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦
احوال و کمالات ابراهیم کوچک ترین خبری نداشتند ، بنابراین نمیتوانستند باور کنند که رسول اکرم که در قالب یک بشر در جلو آنها ظاهر است ، احیا کننده ملت و طریقه ابراهیم باشد ، یعنی آن سیمای دروغین که آنها از وهم و خیال خود ساخته بودند یک دیوار و سد و مانعی بود و به تعبیر قرآن حجاب و پردهای بود بین آنها و درک حقیقت . آدم جاهل که از درک حقیقت محروم است ، همیشه میخواهد با قلاب جهل و وهم ، خود را با اشیاء مربوط کند و به همین جهت فاصلهاش با حقیقت زیادتر میشود و همین باعث میشود که از عمل ، از استفاده از حقیقت محروم میماند . به عبارت دیگر بعضی از مردم میل دارند هر چیزی را از نزدیک ببینند و از نزدیک مشاهده کنند و بعضی دیگر میل دارند از دور ببینند و از دور مشاهده کنند . این میل به از نزدیک دیدن و میل به از دور دیدن واقعا دو میل مختلف است که در افراد هست . میل به از نزدیک دیدن وقتی است که آدمی علاقهمند است که یک چیز را با چشم خود درست ببیند و یا از روی قرائن و دلایل ، آن چیز را مطالعه کند و درباره آن قضاوت کند ، و اما میل به از دور دیدن این است که قوه خیال و واهمه بر انسان مسلط است و میل دارد چشمها را به هم بگذارد و نبیند ، میل دارد دور بایستد و شبح مبهمی ببیند و در اطرافش خیالپردازی کند . باور میکنید که در نظر بسیاری از مردم ، مجهول و مبهم و تاریک ، عظمت و فخامت و ابهت بیشتری دارد از معلوم و روشن ، هر چند آن امر معلوم در ذات خود عظیم و فخیم و با جلالت باشد ؟ اگر بخواهند یک چیز مورد علاقه خود را عظیم بشمارند دور از او میایستند و او را از خود دور نگه میدارند که نبینند