حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١
حق از آنها سلب نمیشود که به همکاری دعوت بشوند ، سخن که به اینجا رسید
یکی از مستمعین مثل اینکه تهییج شد و تحت تأثیر و احساسات خود قرار
گرفت ، از جا حرکت کرد و از آن حضرت تشکر و ثنای بلیغی کرد ، بعد از
حرفهای او دو مرتبه حضرت به سخن در آمد و جملههایی فرمود ، از آن جمله
ها من امشب فقط یک نکته را که باز در مورد حق است و مکمل مطالب گذشته
است عرض میکنم ، آن نکته این است که حضرت آمادگی خود را برای شنیدن
هر نوع انتقادی و عرضه داشتن پیشنهادهای اصلاحی ذکر میکند و میگوید با من
به تعارف و رودرواسی و مجامله رفتار نکنید ، هر چه به نظرتان میرسد
بگویید ، فرمود : " « و لا تخالطونی بالمصانعة و لا تظنوا بی استثقالا فی
حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی ، فانه من استثقل الحق ان یقال له او
العدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه » " [١] با من با
تعارف و تملق و رودرواسی رفتار نکنید ، گمان نبرید که گوش من برای
شنیدن انتقاد و عرضه شدن اینکه مقتضای حق این است که چنین و چنان باشی
سنگین است ، بدانید آن کس که شنیدن انتقاد و تذکرات و سخن حق بر گوشش
ثقیل است عمل بر طبق حق بر او سنگین تر خواهد بود ، علامت اهل حق و اهل
عدل این است که از تذکرات و انتقادات پروا ندارند .
این جمله را برای این فرمود که قبلا آن مرد پا شده بود و از آن حضرت
مقداری ثنا و ستایش کرده بود ، خواست به مردم بفهماند که گمان نکنید من
خوشم میآید که از من تعریف کنید ، بنای کار را بر
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٢١٤