حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
" محکم ترین دستگیرههای ایمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست " . ممکن است آدمی ندانسته و به حکم عادت نماز بخواند و یا روزه بگیرد یا زکات بدهد یا به حج برود و یا تحت تأثیر یک غریزه طبیعی جهاد کند و دلاوریها به خرج دهد ، ولی تا گوهر وجودش خالص نشود و افکار و احساساتش رقاء و تعالی پیدا نکند ممکن نیست که به خاطر حق دوست داشته باشد و مهر بورزد و به خاطر حق تنفر داشته باشد و کراهت بورزد ، زیرا دوستی و مهر ورزیدن آن هم برای خدا و رضای خدا چیزی نیست که عادت بردار باشد . در اخبار و روایات ما وارد است که کمتر حقی که مؤمن نسبت به مؤمن پیدا میکند این است که باید هر چه را برای خود دوست میدارد برای او دوست بدارد و هر چه را برای خود مکروه میدارد برای او مکروه بدارد ، یعنی کمترین حق او این است که خود را بجای او فرض کند و همان طوری که به حسب طبیعت و غریزه هیچوقت برای خود جز خیر و سعادت آرزو نمیکند و جز از شر و بدبختی کراهت ندارد برای سایر افراد مؤمن نیز باید اینچنین باشد ، مثلا آنجا که او بیمار است و خودش طبیب ، باید چنین فرض کند که خودش بیمار است و او را پیش طبیب بردهاند و چقدر علاقه پیدا میکند که در امر معالجه و پرستاری او دقت شود ، آنجا که دیگران حاجتی در مؤسسهای دارند که خودش در آن مؤسسه کار میکند باید چنین فرض کند که این مراجعه کنندگان خود من هستم ، من هستم و برادرانم و فرزندانم و همه کسانی که من به آنها علاقه طبیعی دارم ، پس نباید این مراجعه کنندگان معطل بشوند و وقت بیهوده تلف کنند