حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤
از طرف دیگر میدانیم که وجود انسان یک نسخه جامعی است از جهان بزرگ ، از هر چه در جهان بزرگ هست نمونهای در وجود انسان هست . روی همین اصل است که میبینیم حالات و قوای معنوی بشر در یکدیگر تأثیر مخالف میکنند ، بعضی که قوت یافتند و رشد نمودند اثر بعضی دیگر را خنثی میکنند . امیرالمؤمنین علیه السلام جملهای دارد که مضمونش این است : " یکی از اموری که با عقل انسان حسادت میورزد و دشمنی میکند خود پسندی اوست " و هم آن حضرت میفرماید : " بیشتر زمین خوردنهای عقلها آنجاست که برق طمع جستن میکند " . امام صادق علیه السلام میفرماید : " هوا و هوس دشمن عقل است " . از این قبیل بیانات در آثار دینی ما باز هم هست . از همه اینها این حقیقت عالی استفاده میشود که هوسرانی و خود پسندی و طمع و تعصب و لجاج و خشم همه دشمنان عقل میباشند ، یعنی چه دشمنان عقل میباشند ؟ یعنی اثر عقل را خنثی میکنند ، روح بشر را تاریک میکنند ، جلو بصیرت و نور قلب را میگیرند . این همان نمونه نزاع و تصادم جهان بزرگ است که در وجود آدمی موجود است . قرآن کریم عدهای را ذکر میکند و میگوید چشم دارند و نمیبینند ، گوش دارند و نمیشوند ، دل دارند و فهم نمیکنند ، یا اینکه میفرماید : " چشمها نابینا نیست بلکه دلها نابیناست " . مقصود از همه اینها این است که در این مردم حالات و صفاتی روحی موجود است که اثر عقل و دانش و بینش را در آنها خنثی کرده است ، در اینها میل به تقلید از روش پدران و مادران است ، تعصب و حمیت و لجاج دارند ، منافع مادی و مطامع دنیوی آنها به آنها اجازه نمیدهد که در برابر حق تسلیم شوند .