حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
را عوض میکند ، مثلا هواپیما سقوط میکند و او جان به سلامت میبرد و یا آنکه کشتی طوفانی میشود و او به کمک امواج به ساحل میرسد ولی خاطره آن منظره وحشتناک که مرگ را در جلو چشم خود میدیده هیچگاه از ذهنش محو نمیشود . سستی و بی بنیادی کاخ امل و آرزو در این گونه مواقع خوب ظاهر میگردد . آری اگر کاخ روحیه آدمی کاخ امل و آرزو باشد سست بنیاد است ، تصور مرگ و فکر نزدیک شدن مرگ مانند بمبی آن را فرو میریزد ، ولی اگر این کاخ کاخ ایمان و عقیده و علم باشد ، تصور مرگ و بلکه خود مرگ کوچکترین تأثیری در آن نخواهد داشت . کاخ ایمان بنیادی محکم دارد ، مانند کاخ امل و آرزوسست بنیاد نیست . افلاطون میگوید : " سقراط ، حکیم الهی و بزرگوار جهان در آخرین لحظات حیات و دم مرگ باز هم دست از افاضه و تعلیم بر نمیداشت . حتی در روز آخر و لحظات آخر عمرش که ساعتی بعد میبایست جام زهر را بنوشد و شاگردان دورش جمع بودند همچنان به افاضه و تعلیم و بیان اینکه آدمی با مردن تمام نمیشود و بعد از آن مرگ باقی میماند ادامه میداد . ما شاگردان عقده گلویمان را گرفته بود ولی به ملاحظه استاد که ما را از گریه منع میکرد جرئت نمیکردیم صدا به گریه بلند کنیم . بالاخره درس خود را به اتمام رسانید و سپس جام زهر را با کمال گشاده رویی نوشید " . آری مرگ تا شکل و صورت عدم و نیستی و فنا دارد آدمی از آن وحشت دارد ، زیرا آن چیزی که وحشتناک است عدم و نیستی است ، فنا و زوال است ، ولی همینکه تغییر شکل و قیافه داد و به صورت انتقال و جا بجا شدن در آمد دیگر وحشتناک نیست ، بلکه برای