حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
گندم تهیه و ذخیره کردهام . امام فرمود : فعلا وضع مردم چطور است ؟ گفت : سخت است ، مردم معمولا نان روزانه خود را روز به روز از دکان نانوایی تهیه میکنند و به واسطه کمیابی گندم نان معمولی مردم نیمی گندم و نیمی جو است . امام فرمود : برو هر چه گندم در خانه ما هست به مردم بفروش . او گفت : این کار صلاح نیست ، زیرا دیگر برای ما میسر نخواهد شد گندم بخریم . امام فرمود : مانعی ندارد ، همه اینها را بفروش ، بعد ما هم مانند دیگران روزانه از نانواییها از همان نانی که نیمی گندم و نیمی جو است میخریم و مصرف میکنیم ، هر چند برای من مقدور است که تمام سال خودم و کسانم گندم خالص مصرف کنیم ولی من دوست دارم با سایر مسلمانان شریک و همدرد باشم . این است معنای روح اجتماعی و این است معنای اینکه جامعه زنده باشد . زنده بودن اجتماع به این است که در افراد آن اجتماع روح اجتماعی و حس اجتماعی و عاطفه اجتماعی وجود داشته باشد ، یعنی همان طوری باشد که امام صادق علیه السلام فرمود : خودت را همواره بجای دیگران بگذاری و برای آنها همان را بپسندی که برای خود میپسندی و همان را کراهت داشته باشی که برای خویشتن کراهت داری . خداوند ما را موفق بدارد که درپرتو تعلیمات بلند آسمانی دارای روحی اجتماعی بشویم و همیشه سرافراز و سربلند زندگی کنیم .