حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
امشب میخواهم در اطراف همین مطلب توضیح بیشتری بدهم . میگویند مقصود از دنیای مذموم و مردود علاقه به دنیا و محبت به دنیاست ، دنیا بد نیست ، علاقه و محبت به دنیا بد است ، مال و ثروت و مقام و قدرت و زن و فرزند بد نیست ، علاقه به اینها و محبت به اینها بد است ، زیرا خود دنیا عبارت است از این مخلوقات الهی به نام زمین و ماه و خورشید و ستاره و جماد و نبات و حیوان ، عبارت است از زن و فرزند و مال و ثروت و امثال اینها ، اینها همه مخلوقات خدا هستند و خداوند در قرآن به همینها قسم میخورد ، اینها که نمی تواند بد باشد ، پس آن چیزی که مذموم و مردود است علاقه و محبت به این امور است نه خود این امور ، و همان علاقه را باید ترک کرد ، معنای اینکه دنیا را ترک کنید یعنی علاقه و محبت دنیا را ترک کنید . این بیان ، بیان خوبی است اما با یک توضیحی که در ضمن اشکال و جوابی عرض میکنم . اشکال این است که چه فرق میکند که بگوییم خود دنیا بد است و باید رها کرد و یا آنکه بگوییم علاقه به دنیا و محبت دنیا بد است ، زیرا همان طوری که خود موجودات و مواد این جهان مخلوق خدا هستند و از این جهت مقدس اند و بدون حکمت به وجود نیامدهاند همین طور علاقهها و میلها و غریزههایی هم که در وجود انسان نسبت به این موجودات هست آفریده خداست و بدون حکمت نیست ، خدا میل و علاقه به زندگی را در سرشت آدم گذاشته ، همان طوری که در سرشت هر جانداری گذاشته ، اگر این میل و علاقه نبود هیچ کس حاضر نبود به زندگی خود ادامه دهد و هیچ حیوانی به زندگی ادامه نمیداد و از خود دفاع نمیکرد ، خدا