حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
معنا ندارد ، هر کس در آنجا به هر حالت و با هر درجه و هر مقام که رفت برای همیشه در همان حالت باقی است و نمیتواند در خودش تصمیماتی و تغییراتی ایجاد کند . در آنجا هم توبه و انصراف واقعی پیدا نمیشود نه اینکه انصراف واقعی پیدا میشود و مورد قبول واقع نمیگردد . آدمی میوه درخت طبیعت است . میوه تا در درخت است از طریق همان درخت و از راه ریشه و رگهای همان درخت تغذی میکند ، مواد زمین را به خود میگیرد ، آب میخورد ، از نور و هوا و حرارت استفاده میکند ، ولی همینکه به علت رسیده شدن و گذشتن اجل و مدت معلوم و یا به علت کندن آن میوه رابطهاش با درخت قطع شد دیگر برای این میوه راه تکامل و ترقی و اصلاح و مبارزه با آفت و همه چیز بسته است ، اگر کال و نارس از درخت جدا شده دیگر چاره پذیر نیست ، و اگر پژمردگی و افسردگی پیدا کرده دیگر از طریق آب دادن و نور و هوا به آن درخت نمیشود آن پژمردگی را اصلاح کرد . انسان هم در جهان طبیعت همین حال را دارد ، هر اصلاح و تکمیلی که بایست بکند تا وقتی است که روی درخت طبیعت است و جدا نشده ، و اما همینکه از این درخت با دست مرگ جدا شد دیگر راه اصلاح به روی او بسته است . البته این نکته را هم باید در نظر داشت که هر چند آدمی در آن جهان دستش از اصلاح و تکمیل خود کوتاه است در عین حال گاهی به واسطه سببی از اسباب از این جهان رحمتهایی به او میرسد . رسول خدا فرمود : همینکه آدمی میمیرد دفتر عمل وی بسته میشود ، ستونهای حسنات و همچنین ستونهای سیئات به کلی بسته میگردد