حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
و پاکی و حقیر شمردن زخارف و زیورها و زینتهای دنیاست ، مادیات را در نظر حقیر و کوچک میکند و ارزش معنویات را به مقیاس بزرگی بالا میبرد . سید رضی در مقدمه نهج البلاغه میگوید : از مختصات امیرالمؤمنین یکی از این است که وقتی که آدمی غرق در مواعظ و سخنان زاهدانهاش میشود گمان میکند این کلمات را کسی گفته که جز از زهادت و ترک دنیا نصیبی نداشته ، گوشه عزلت و کنج خانه را اختیار کرده و یا مثل راهبها در غاری و دامن کوهی دور از همه چیز و همه کس زندگی کرده ، احساساتی و افکاری جز همین نوع افکار بر روحش مسلط نیست ، آدمی باور نمیکند که اینها را مردی گفته که در عین حال یک سرباز دلیر میدان جنگ است و قسمتی از عمر خود را در زد و خورد با خونخواران و گردنکشان گذرانده است . میگوید این جمع بین اضداد از مختصات عجیب امیرالمؤمنین است و من مکرر این موضوع را با دوستانم در میان میگذارم و آنها هم مانند من در عجب میمانند . موضوع دیگری که در این کتاب زیاد مورد عنایت امیرالمؤمنین است موضوع حقوق اجتماعی و عدالت و مساوات و مبارزه با ظلم و ستمگری و تجاوز است . در بسیاری از کلمات خود روی این موضوع عنایت بالخصوصی به خرج داده . همان طوری که خودش در عمل مجسمه عدل و مساوات بود در کلماتش هم ظهور و بروز دارد . در عمل آنقدر در این راه کوشش میکرد که قوی و ضعیف نمیشناخت و میگفت قوی در نزد من ضعیف است تا وقتی که حقی را که پامال کرده از او پس بگیرم و ضعیف در نزد من قوی