حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
استثناء نمیرود . مثلا در یک جا میفرماید تو اگر معصیت بکنی چنین و چنان خواهی شد . البته اگر عموم مردم به طور مستقیم طرف سخن میبودند جای این تو هم برای بعضی از خود خواهان بود که این قانون شامل حال ما که دارای فلان امتیاز نژادی و خونی و یا انتسابی هستیم نمیباشد ، ولی وقتی که شخص رسول اکرم طرف خطاب و عتاب قرار گرفت هیچ عاقلی نمیتواند تصور کند که درباره او استثنائی است . از جمله مواردی که شخص رسول اکرم مخاطب قرار گرفته همان آیه است که در آغاز سخن تلاوت شد : " « و قل رب زدنی علما »" یعنی " ای پیغمبر بگو : پروردگارا بر علم و دانش من بیفزا " . پس وقتی که رسول اکرم که با وحی و الهام سر و کار دارد موظف است که از خداوند افزایش معلومات خود را بخواهد حال دیگران معلوم است ، همه امت اسلامیه که به تعلیمات او گردن نهادهاند باید با او هم آواز و هماهنگ شوند و بگویند خداوندا بر علم و دانش ما بیفزا . البته واضح است این دستور ، دستور گفتار فقط نیست که تنها بگوییم " خدایا بر دانش من بیفزا " بلکه خواستار است ، باید بخواهیم و طلب کنیم و جستجو نماییم . مخاطب این جمله همان کسی است که در تعلیمات خود فرمود : " علم را جستجو کنید و لو آنکه لازم باشد تا چین بروید " . پس تنها گفتار نیست بلکه خواستار است ، خواستار فقط هم نیست ، کردار و رفتار و حرکت و تکاپو و جستجو است . در آثار دینی ما مکرر به این نکته اشاره شده که علم است که به عمل ارزش میدهد و آن را بالا میبرد ، اثر و ارزش یک کاری که با نیروی علم و معرفت صورت گیرد صدها برابر کاری است که