حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
شما دست بیعت دراز میکردید و من به علامت اکراه دست خود را پس میکشیدم ، شما دست خود را برای بیعت باز میکردید و من به عکس به علامت امتناع از قبول ، دست خود را میبستم . ولع و تشنگی نشان دادید مانند شتران تشنه که به آب میرسند ، ازدحام به قدری بود که کفشها از پاها و رداها از دوشها افتاد ، ضعفا پامال شدند ، مردم مدینه و کسانی که حاضر به بیعت بودند آنقدر اظهار خوشحالی و بهجت کردند تا آنجا که کودکان به پیروی از بزرگان غرق در شادی بودند ، پیران شکسته و سالخورده با کمال ضعف و ناتوانی آمدند که بیعت کنند ، بیماران با مشقت فراوان از بستر بیماری به خاطر بیعت حرکت کردند و آمدند ، حتی زنان و دختران برای بیعت کردن سر از پا نمیشناختند . در یک همچو شرایطی علی علیه السلام زمام امور را به دست گرفت . راجع به اینکه منشأ و ریشه آن همه فتنهها چه بود و چطور شد که جامعه اسلامی بعد از آن اتحاد و اجتماع و تا حد زیادی خلوص نیت ، گرفتار تشتت و تفرق و اغراض شد و مخصوصا با توجه به اینکه این فتنه انگیزیها از طرف خود اعراب و مسلمین اولین شروع شد و آتشش دامن زده شد و سایر ملل که به اسلام گرویده بودند خود را از این فتنهها دور نگه میداشتند و بلکه آنها مدافع قوانین اسلام بودند ، راجع به این مطلب خود امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه بیاناتی دارد که علت و موجب اصلی بروز این فتنهها را نشان میدهد ، در یکی از خطبهها میفرماید : " « ثم انکم معشر العرب اغراض بلایا قد اقتربت فاتقوا سکرات النعمة و احذروا بوائق النقمة » " میفرماید : شما ای مردم عرب هدف بلیاتی قرار گرفتهاید که نزدیک است کاملا