حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨
مسلمان و یا زنان کافری که در پناه مسلمانان بودهاند از آنها گرفتهاند .
علی وقتی که این مطلب را با اصحاب در میان میگذارد و آنها را تحریض
میکند و بر ایستادگی در برابر این گونه تجاوزها ، میفرماید : " « فلو ان
امرء مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به مسلوما بل کان به عندی جدیرا»
" [١] .
حالا حساب بکنیم ببنیم خوب است انسان این امور را حس نکند و درک
نکند تا در خوشی و آسایش باشد و یا آنکه خوب است حس کند و درک نماید
و رنج ببرد . این درد و این رنج هزار بار بر آن آسایش ترجیح دارد . بعضی
آرزوها هست که آرزوی مقدس است ، بعضی از دردها و رنجها هم هست که
محبوب و مقدس و قابل احترام است و انسانیت انسان وابسته به آنهاست .
آن ، رنجی است که برای خلق خدا و به خاطر آنها باشد ، رنجی است که از
حساس بودن و دراک بودن باشد . درست است که خود آدم احمق آن منظره
زشت جهالت و لختی و بی حسی را درک نمیکند ، ولی آنکه از نعمت ضمیر
دراک و حساس برخوردار است خوب میفهمد که سوختن در آتش فهمیدن هزار
بار بر آسایش لختی و جهالت ترجیح دارد .
آدمی در خواب همه دردها و رنجها را فراموش میکند ، آیا این دلیل است
که خواب از بیداری بهتر است ؟ بیداری خود مستلزم توجه و آگاهی است ،
توجه و آگاهی خود بخود یک رنج و غمی همراه دارد :
| پس بدان این اصل را ای اصل جو |
| هر که را درد است او برده است بو |
| هر که او بیدارتر پردردتر |
| هر که او آگاه تر رخ زردتر |
[١] نهجالبلاغه ، خطبه . ٢٧